ما فکر می‌کنیم که اینها بهترین سمفونی‌ها در تمام دوران‌ هستند؛ بزرگترین، احساسی‌ترین و تأثیرگذارترین آثار حیرت آوری که تا به حال نوشته شده اند.
از موتسارت گرفته تا فلورانس پرایس و بتهوون، همچنین به همراه بررسی برخی از اکتشافات کمتر شناخته شده در طول مسیر، اجازه دهید حماسه آغاز شود… قبل از معرفی سمفونی ها، بهتر است بدانیم در یک سمفونی از چه ساز هایی استفاده می شود:

ارکستر

سازهای مورد استفاده در ارکستر سمفونیک به راحتی در سه دسته قرار می گیرند.

1. سازهایی که با ضربه زدن به آن صدا ایجاد میکند (ضربات)

2. سازهایی که با به لرزش درآمدن سیم ها صدا ایجاد میکنند (رشته ها)

3. سازهایی ک با دمیدن هوا به داخل آن صدا ایجاد میکنند (باد).

4. سازهای بادی به دو گروه برنجی و بادی چوبی تقسیم می شوند. بنابراین ما در یک ارکستر سمفونیک، چهار گروه کر داریم.

موتسارت(Mozart) – سمفونی شماره 41

سمفونی پایانی موتسارت همچنین بهترین سمفونی او نیز بود؛ و تصادفی نیست که این سمفونی «مشتری» نام دارد. موتسارت مطلقاً همه چیز را در این حماسه، که طولانی ترین سمفونی او است، به کار برد. از پایان‌های فوگ مانند پنج زمینه ای حیرت زده شوید، از درونمایه ساده و کشیده اقتباسی شوکه شوید، و به سادگی از عظمت این قطعه موسیقی متعجب شوید…

فلورنس پرایس(Florence Price) – سمفونی شماره 1

در سال 1932، فلورنس پرایس در مسابقه ای، برای سمفونی باشکوه شماره 1 در ای مینور، جایزه اول را به خانه برد؛ یک اثر هیجان انگیز چهار موومان، مملو از ملودی های سر به فلک کشیده.
سال بعد، پرایس اولین زن آفریقایی-آمریکایی بود که موسیقی خود را توسط یک ارکستر بزرگ از ایالات متحده اجرا کرد؛ زمانی که سمفونی او توسط سمفونی شیکاگو اجرا شد. منتقد موسیقی اخبار روزانه شیکاگو آن را “اثری بی عیب و نقص، اثری که پیام خود را با خویشتنداری و در عین حال با اشتیاق بیان می کند… شایسته جایگاهی در رپرتوار سمفونیک حقیقی” توصیف کرد.

سمفونیبتهوون(Beethoven) – سمفونی شماره 9 (کورال)

سمفونی نهم بتهوون که در زمانی نوشته شده است که خود آهنگساز به شدت ناشنوا بود، یکی از بزرگترین آثار موجود در کارنامه کلاسیک است که توسط اجراکننده کلاسیک اف ام و کارشناس بتهوون، جان سوچت، به عنوان «نقطه اوج نبوغ بتهوون» نامگذاری شده است.این طولانی‌ترین و پیچیده‌ترین اثر اوست، و آن تم سرود پایانی: «قصیده شادی»، نماد امید، اتحاد و مشارکت بدون در نظر گرفتن مرزها و از طریق تناقضات است. امروزه این سرود رسمی اتحادیه اروپا است.

مالر(Mahler) – سمفونی شماره 2 («رستاخیز»)

این سمفونی استادانه، دوست‌داشتنی‌ترین اثر مالر در طول زندگی‌اش و یک پیروزی مطلق در اولین نمایشش بود. این اثر که در یک دوره شش ساله نوشته شده است، کل چرخه زندگی شرایط انسانی را نشان می دهد که با بازگشت پیروزمندانه و فراطبیعی به زندگی، پایان می‌یابد.
این اثر برای اجرا به حداقل به 10 هورن فرانسوی، تعداد زیادی از ناقوس‌های کلیسا، دو تک نواز و یک گروه کر عظیم در کنار ارکستر سمفونیک بزرگ نیاز دارد. کافی است بگوییم، همانطور که تجربه‌های موسیقی زنده در حال رشد هستند، این سمفونی چیزی نیست که به راحتی فراموش کنید.

دورژاک(Dvorák) – سمفونی شماره 9 (از دنیای جدید)

عنوان سمفونی شماره 9 دورژاک مهم است: «به دنیای جدید» نیست، “از دنیای جدید” است؛ این یک سمفونی است که به گذشته ایالات متحده تا بوهمیای بومی آهنگساز نگاه می کند.
این سمفونی یکی از مهیج‌ترین، پرانرژی‌ترین، مرثیه‌آمیزترین و روحانی‌ترین سمفونی‌هایی است که تاکنون ساخته شده است، با برخی از باشکوه‌ترین ملودی‌های تمام دوران.سمفونی

برلیوز(Berlioz) – سمفونی فانتاستیک

آیا این اثر سمفونی است؟ یا فانتزی سمفونیک یا یک شعر آهنگین؟ و آیا ساختار پنج موومان آن در واقع یک قدم آن را از اصطلاح دور می کند؟
خوب – مهم این است که برلیوز یکی از حیرت انگیزترین قطعات موسیقی را نوشت که از دوره رمانتیک بیرون آمد، و او توانست این اثر را تبدیل به یک موفقیت کامل و بیانیه ای هنرمندانه کند.

برامس(Brahms) – سمفونی شماره 4

وقتی گرد و غبار حاصل از اولین سمفونی برامس فروکش کرد (او در زمان خود به عنوان جانشین بتهوون در سرزمین سمفونی شناخته می شد)، او به خلق یکی از ثابت ترین مجموعه های سمفونی در تاریخ پرداخت. چهارمین و آخرین اثر، که در سال 1884 بر فراز یک کوه ساخته شد، بهترین اثر اوست و ثابت شده که یکی از جسورانه ترین آثار او از لحاظ احساسی است و شهرت او را به عنوان یکی از استادان سمفونیک تثبیت می کند.

گورسکی(Gorecki) – سمفونی شماره 3 (“سمفونی آوازهای غم انگیز”)

سومین اثر گورسکی که یک نوار خارق العاده در دهه 1990 بود، نه تنها در حال حاضر محبوب است، بلکه قرار است که کلاسیک آینده باشد. مفهوم آن مبتکرانه و بی‌نقص است – یک سوپرانو سه متن الهام‌گرفته از مضامین والدین و فرزندان غایب را با پشتوانه ارکستری کم و ساده می‌خواند، اما این موومان دوم است که برنده واقعی است.
این متن که از پیامی که بر روی دیوار سلول گشتاپو در جنگ جهانی دوم خط خورده، گرفته شده است، چنان به طور کاملی با همراهی گورسکی همراه است که تصور آینده بدون آن غیرممکن است.

شوستاکوویچ(Shostakovich) – سمفونی شماره 5

شوستاکوویچ در مجموع 15 سمفونی نوشت و از این نظر منحصر به فرد است که تقریباً همه آنها تأثیر فرهنگی واقعی داشتند. اما از بین همه سمفونی های او، پنجمی را باید بزرگ‌ترین آنها در نظر گرفت: طعنه‌آمیز، سوگوارانه و تحریک‌آمیز است و در عین حال به نوعی توانسته است خط حزب را تسخیر کند. موومان نهایی را می‌توان هم تقلید از زیاده‌روی استالینیستی و هم نمونه‌ای از آن دانست. سمفونی ای که نام شوستاکوویچ جوان را چه خوب و چه بد، بر سر زبان ها انداخت.

لوئیز فرانک(Louise Farrenc) – سمفونی شماره 3

سومین اثر فرانک، میزبان یکی از باشکوه‌ترین پایان ‌های مجموعه سمفونیک است، chocka تنش‌آمیز و متلاطم که پس از مقدمه‌ای فریبنده‌، ملایم و ملودیک بر پایه ابوا و کلارینت، اجرا می‌شود.
در آن زمان، فرانک قادر به شرکت در کلاس‌های آهنگسازی در کنسرواتوار پاریس نبود، زیرا این کلاس ها فقط برای مردان آزاد بود.

ویلیام گرانت استیل(William Grant Still) – سمفونی “آفریقایی-آمریکایی” شماره 1

سمفونی شماره 1 آهنگساز آمریکایی ویلیام گرانت استیل که تأثیرات موسیقی جاز و معنوی را به فرمی کلاسیک در می آورد تا تاریخ، تجربه و مبارزات زندگی سیاه پوستان در آمریکا را بیان کند، اولین اثر یک آهنگساز سیاهپوست بود که توسط یک ارکستر آمریکایی بزرگ نواخته شد. شش سال پس از اجرای فیلارمونیک روچستر در سال 1931، خود آهنگساز به طرز معروفی آن را در هالیوود بول رهبری کرد.

سمفونیچایکوفسکی(Tchaikovsky) – سمفونی شماره 6 (Pathétique: حزن آور)

این بدون شک یکی از پر احساس ترین آثار در کارنامه سمفونیک است. این اثر که ظاهراً به عنوان یک نمونه موسیقی ناامیدکننده از مبارزه چایکوفسکی با جنسیت و زندگی شخصی اش نوشته شده است، باورنکردنی ترین حس اشتیاق، دلتنگی و پشیمانی را در چهار موومان القا می کند.
این باید تعهدی باورنکردنی برای آهنگسازی باشد که تنها 9 روز پس از اولین اجرای آن درگذشت.

راخمانینف(Rachmaninov) – سمفونی شماره 2

سمفونی دوم دلپذیر راخمانینف به طور پنهانی تبدیل به یکی از کنسرت های بسیار محبوب شده است. این بسیار قابل توجه است که این اثر تا امروز باقی مانده است زیرا خود آهنگساز فکر می کرد که بسیار مضحک است.
نقدها برای اولین سمفونی او وحشتناک بود و او در مورد چگونگی استقبال از این سمفونی مضطرب بود. البته او نیازی به نگرانی نداشت. این اثر برنده جایزه شد و موومان آهسته آن احتمالاً بهترین دستور ملودی و ارکستراسیون را در بین کل آثار راخمانینف دارد.

سیبلیوس(Sibelius) – سمفونی شماره 5

یک سمفونی پیروزمندانه، با یک موومان پایانی فراموش نشدنی که ظاهراً ندای باشکوه قوی فریادکش را منتقل می کند.
رهبر ارکستر Paavo Järvi، یکی از عاشقان بزرگ سمفونی شماره 5 سیبلیوس، درباره پایان غیرمنتظره این سمفونی که با شش آکورد عظیم به پایان می رسد، می گوید: «این کار مخاطبانی را که برای اولین بار آن را می شنوند، می ترساند. بعد از آکورد اول، معمولاً یک نفر شروع به کف زدن می کند، بعد از آکورد دوم شخص دیگری شروع به کف زدن می کند، و وقتی قطعه تمام می شود سکوت کامل برقرار می شود، زیرا مردم شرمنده هستند که بعد از اولین آکورد کف زدند. اما اگر درست انجام شود و زمان‌بندی مناسب باشد و با قاطعیت انجام شود، می‌تواند بسیار تاثیرگذار باشد. این اثر حس اجتناب ناپذیری باورنکردنی دارد.»

بتهوون(Beethoven) – سمفونی شماره 3 (Eroica: معادل ایتالیایی واژهٔ حماسه یا حماسی)

این سمفونی پیروزمندانه و انقلابی که در سال 1803 ساخته شد، درهای دوره کلاسیک را بست و آغازگر روزهای اولیه دوران رمانتیک بود. این سمفونی که به طور گسترده به عنوان اولین سمفونی «رمانتیک» در نظر گرفته می‌شود، از سمفونی‌های هم‌عصرانش بزرگ‌تر و دراماتیک‌تر بود و الهام‌بخش سبک جدیدی بود که در قرن نوزدهم تأثیرگذار بود.
بتهوون که از تحسین‌کنندگان آرمان‌های انقلاب فرانسه بود، «Eroica» را به ناپلئون بناپارت تقدیم کرد؛ این تا زمانی بود که ناپلئون خود را امپراتور اعلام کرد و بتهوون به خشم آمد و نام خود را از نسخه خطی پاک کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *