موسیقی جاز چیست؟ ارزش واقعی و معنای پشت جاز

اگر این متن را می خوانید، احتمالاً به این دلیل است که عاشق موسیقی جاز هستید. بسیاری از ما حتی اگر نتوانیم آن را به زبان بیاوریم، می دانیم که چرا جاز را دوست داریم. هرچند ممکن است به دلایل مختلف طرفدار جاز باشیم، اما اکثر ما می توانیم به اولین کشف و عاشق شدن به موسیقی جاز ارتباط برقرار کنیم.

ما در مورد بهترین آلبوم جاز یا بهترین نوازنده جاز توافق نخواهیم کرد (و گاهی اوقات حتی نمی توانیم در مورد اینکه جاز چیست و چه نیست توافق کنیم). با این حال، ما هنوز یک جامعه با ارزش های مشترک فراوان هستیم و موافقیم که جاز یک فرم هنری موسیقی مهم با سنتی به غنی موسیقی کلاسیک (یا هر موسیقی) است.

از آنجایی که جاز برای ما مهم است، باید سعی کنیم تشخیص دهیم که چه چیزی در مورد جاز آن را بسیار مسری و فریبنده می کند. در این مقاله، در مورد موسیقی جاز بحث خواهیم کرد و سعی خواهیم کرد به این سوال پاسخ دهیم که “موسیقی جاز چیست؟” پاسخ به اندازه ای که فکر می کنید ساده نیست.

این سوال سوالات بیشتری را در مورد ارتباط، ارزش و معنای جاز مطرح می کند. مهم نیست که یک حرفه ای باتجربه باشید، یک نوازنده جوان که تازه شروع کرده اید یا یک علاقه مند پرشور باشید – همه ما به خودمان، به موسیقی و به دیگران مدیون هستیم که سوالات مهمی را مطرح کنیم:

  • چرا موسیقی جاز می نوازیم؟
  • چه چیزی موسیقی جاز را خاص می کند؟
  • موسیقی جاز چه چیزی را نشان می دهد؟
  • می خواهیم چه چیزی را از این موسیقی دریافت کنیم (از نظر احساسی، فکری، معنوی و غیره)؟
  • می خواهیم مخاطبان ما چگونه با موسیقی ما تغییر کنند، تحت تاثیر قرار بگیرند، الهام گرفته شوند یا تحت تاثیر قرار گیرند؟

به عبارت دیگر، جاز برای ما و جامعه چه معنایی دارد؟ به اندازه کافی نمی توانم تأکید کنم که این نگرانی ها چقدر مهم هستند. اگر به این سؤالات فکر نکنیم و حداقل تلاش نکنیم به آنها پاسخ های معناداری بدهیم، چرا در وهله اول این موسیقی را می سازیم؟

اگرچه ادعا نمی کنم که حرف اول یا آخر را در مورد این موضوع دارم (و مطمئناً همه پاسخ ها را ندارم)، می خواهم در این پست سعی کنم به برخی از این مسائل بپردازم. امیدوارم حداقل الهام بگیرید تا در مورد زمینه گسترده تر، معنا، ارزش، اهمیت و هدف موسیقی سازی خود عمیق تر فکر کنید.

اگر عاشق فکر کردن در مورد سوالات بزرگ این چنینی هستید و می خواهید به گروهی از نوازندگان جاز هم فکر بپیوندید که برای تبدیل شدن به بهترین نوازنده جازی که می توانند باشند تلاش می کنند، پس باید تا انتهای مقاله همه چیز در مورد جاز با ما همراه باشید.

موسیقی جاز یک سبک گسترده از موسیقی است که با هارمونی پیچیده، ریتم های سنکوپ شده و تاکید زیاد بر بداهه نوازی شناخته می شود. این سبک موسیقی در اوایل قرن بیستم توسط نوازندگان سیاه‌پوست در شهر نیواورلئان، لوئیزیانا شکل گرفت. نیواورلئان که از دیرباز به عنوان یکی از پایتخت‌های موسیقی ایالات متحده شناخته می‌شد، زمینه‌ساز شکل‌گیری سنت قوی رگتایم و بلوز شد. موسیقی‌دانان اولیه جاز مانند جلی رول مورتون و لویی آرمسترانگ بر پایه این فرم‌های بلوز و رگتایم نواختند و بداهه‌نوازی کردند، که منجر به خلق یک ژانر کاملاً جدید از موسیقی آمریکایی شد. موسیقی جاز به سرعت در سراسر آمریکا گسترش یافت و خیلی زود، شهر نیویورک به پایتخت جاز در سراسر آمریکا و حتی کل جهان تبدیل شد. این فرم موسیقی تکامل پیدا کرد تا استانداردهای موسیقی عامه‌پسند، موسیقی مُدال، پاپ، راک، فانک و حتی آهنگسازی‌های آوانگارد واقعی را در بر بگیرد.

جاز، یکی از برترین محصولات صادراتی آمریکا به کل دنیا است. این فرم موسیقی که ریشه در بلوز دارد، با خودانگیختگی و بداهه‌نوازی شناخته می‌شود. شکل‌گیری جاز در اوایل قرن بیستم در ایالات متحده آغاز شد و محله کنار دهانه رودخانه می‌سی‌سی‌پی در نیواورلئان نقش اساسی در رشد آن داشت. از آنجایی که این شهر از لحاظ نژادی متنوع‌ترین جمعیت را در جنوب داشت، منجر به تبادلات بین مردم با اصالت انگلیسی، آفریقایی، فرانسوی، کارائیبی، ایتالیایی، آلمانی، مکزیکی و سرخ پوست آمریکایی شد. در نتیجه، جاز با گذشت زمان از طریق ادغام سنت‌های موسیقی آفریقایی-آمریکایی با دیگر سبک‌های موسیقی، از جمله رگتایم، مارش‌ها، بلوز و سایر موسیقی‌ها، توسعه یافت.

موسیقی جاز را نمی توان از تکامل مفهوم مدرنیته و تمام عناصر اجتماعی و فرهنگی که آن را تشکیل می دهند جدا کرد. برای تعریف جاز، ابتدا باید به تاریخچه آن نگاه کنیم.

انواع مختلف موسیقی جاز

جاز مانند یک اصطلاح کلی است. شما همیشه نمی توانید موسیقی جاز را به یک نوع خاص از موسیقی محدود کنید. به احتمال زیاد دو نوازنده جاز اشتراکاتی با هم دارند. از آنجایی که موسیقی جاز گسترده است و گفته می شود تغییرات زیادی را پشت سر گذاشته است، نوآوری های رادیکال مختلفی برای رسیدگی وجود دارد.

تاریخ موسیقی جاز قدیمی چیزی ساده و سرراست نیست، بلکه پیچیده است. جاز نوعی ژانر موسیقی است که خود را با موسیقی خاصی طبقه بندی یا شناسایی نمی کند. در واقع، حتی امروزه، هر نوازنده جاز سبک خاص خود را دارد. هر کسی چیز متفاوتی به ارمغان می آورد. بنابراین، می توان گفت که انواع مختلفی از سبک های جاز وجود دارد.

سویینگ (Swing)

نام آن جدید است، مانند موسیقی که تولید کرد. یکی از کلیدی‌ترین نکاتی که باید درباره این موسیقی توجه کرد این بود که راه را برای پیشروی هموار کرد. هر نوازنده نت خاص خود را داشت. سویینگ جاز (یک شکل قدیمی از موسیقی جاز) به سال‌های ۱۹۱۴-۱۹۲۶ برمی‌گردد.

جاز سویینگ

در این دوره، موسیقی جاز قدیمی بسیار محبوب بود. با این حال، این موسیقی در سال ۱۹۳۰ دوباره ظهور کرد. سِویینگ جاز سبکی پرانرژی داشت و گروهی متشکل از حداقل ۱۰ تا ۱۶ قطعه اجرا می‌کردند. یکی از قابل توجه‌ترین چیزها در مورد سِویینگ جاز این بود که خود را به گروه‌های بزرگ محدود نمی‌کرد.

این سبک قدیمی از موسیقی جاز در مدت زمان کوتاهی به یکی از محبوب‌ترین موسیقی‌های رقص تبدیل شد. این به مردم کمک کرد تا ارتباطی با موسیقی برقرار کنند. این در نهایت باعث رشد آن در بین مردم شد، چیزی که در مورد سایر موسیقی ها صدق نمی کرد.

بیباپ

موسیقی جاز بیباپ تحت تأثیر زیادی از سویینگ قرار گرفت، اما با آن یکسان نبود. بر خلاف هر چیزی، ویژگی های موسیقی جاز بیباپ این بود که سریع، بلند و هیجان انگیز بود. چنین سبک قدیمی موسیقی جاز در دهه 1940 با ورود نوازندگان برجسته ای مانند چارلی پارکر، تلونیوس مونک و دیزی گیلسپی آغاز شد. بعد از آنها آرت بلکی و مایلز دیویس آمدند.

بیباپ به عنوان ژانر هنرمند تجلیل می شد. نوازنده جاز آزادی کامل برای خلق موسیقی جازی داشت که نیازهای نوازنده را برآورده کند. برخلاف سایر انواع موسیقی جاز قدیمی، مردم عادی چندان آن را دوست نداشتند.

بیباپ دارای آهنگسازی پیچیده، استفاده زیاد از سازها و موسیقی بسیار سریع بود. این چیزی بود که مردم نمی توانستند آن را درک کنند. در نتیجه، این منجر به رد این سبک قدیمی موسیقی جاز از سوی مردم شد. با این حال، تنها به تازگی بود که بیباپ توجه شایسته مردم را به خود جلب کرد. از آن زمان به بعد، این فرم قدیمی موسیقی جاز جایگاه خود را در تاریخ تثبیت کرده است.

هارد باپ

هارد باپ یکی از برجسته ترین ژانرهای موسیقی بود که مورد علاقه دوستداران موسیقی تیره بود. این سبک بر طبل نوازی تاکید زیادی داشت. بین دهه 1950 تا 1960 ظهور کرد. هارد باپ یکی از موسیقی های جازی بود که دارای آکوردهای شبیه گاسپل و ملودی های شبیه بلوز بود. این سبک بر نت های تیره اما روح انگیز تمرکز داشت.

کول جاز

در دهه‌های ۴۰ و ۵۰ میلادی، انواع مختلفی از موسیقی، از جمله بیباپ، ظهور کرد. این موسیقی به عنوان جایگزینی برای سبک بیباپ عمل کرد. یکی از دلایل اصلی که مردم کول جاز را دوست داشتند، حال و هوای ملایم آن بود.

کول جاز با سرعت کم خود، حس بسیار هماهنگی داشت. این موسیقی جازی بود که نگرش غیررسمی کالیفرنیا، محل تولدش را منعکس می کرد. کول جاز از موسیقی کلاسیک الهام گرفته شده بود، اما تنظیمات بسیار رسمی‌تری داشت.

از هنرمندان برجسته‌ای که به ظهور موسیقی کول جاز کمک کردند می‌توان به Gerry Mulligan، Stan Getz، Paul Desmond و Dave Brubeck اشاره کرد.

جاز مودال

با حرکت به سمت مدرن شدن، شاهد ظهور انواع دیگری از جاز به طور همزمان بودیم. خب، جاز مودال هم تفاوتی نداشت. جاز مودال که با مدولاسیون های سنگین و تغییرات کم آکورد همراه بود، پیشگامان خود را در جان کول‌ترین و مایلز دیویس داشت.

باس جاز مودال بخش ملودیک آن بود. در این سبک شاهد استفاده پیچیده از سازها و توالی آکورد بودیم، چیزی که قبلاً دیده نشده بود. برخی دیگر از هنرمندان جاز مودال که به طور قابل توجهی به محبوبیت آن کمک کردند عبارتند از هربی هنکاک، بیل ایوانز، چیک کوریا و چارلز مینگوس.

جاز آزاد

جاز آزاد (Free Jazz) نوعی موسیقی جاز مدرن است که در اوایل دهه ۱۹۶۰ در نیویورک شکل گرفت. جاز آزاد نیاز به موجی از تازگی داشت، چیزی که قبلاً دیده نشده بود. جاز آزاد سبکی از موسیقی جاز بود که از سنت شکنی می‌کرد.

از همان ابتدا، سبک‌های مختلف موسیقی جاز از قوانین خاصی پیروی می‌کردند، اما جاز آزاد اینطور نبود. هیچ نوازنده‌ای ملزم به رعایت هیچ پارامتری نبود. بنابراین، همه چیز به راحتی آن‌ها پیش می‌رفت. این یکی از ژانرهای موسیقی بود که نه تغییر آکورد، نه تغییر سرعت و نه تغییر تُن را تجربه نمی‌کرد. همچنین از ساختار مرسوم فاصله می‌گرفت.

در جاز آزاد از بداهه‌نوازی و مدولاسیون (تغییر گام) سنگین استفاده می‌شد. قطعات موسیقی از ژانرهای مختلف با هم ترکیب می‌شدند و جاز آزاد محسوب می‌شدند. با این حال، این یکی از دلایل اصلی بود که جاز آزاد اغلب مورد انتقاد مخاطبان قرار می‌گرفت.

پست باپ

پست باپ یکی از ژانرهای اصلی موسیقی جاز بود که تحت تاثیر شدید هارد باپ، جاز آزاد، جاز مودال و بیباپ قرار داشت. پست باپ عمدتاً در دهه ۱۹۶۰ به شهرت رسید.

مانند جاز آزاد، پست باپ نیز هیچ گونه قاعده‌ای نداشت. با این حال، به‌شدت تحت تأثیر سایر ژانرهای موسیقی جاز نیز قرار داشت، به همین دلیل تا حدودی محدود می‌شد. برخی از قابل توجه‌ترین ویژگی‌های این سبک موسیقی جاز عبارتند از: ساختار انتزاعی، ریتم عجیب و غریب و تکنوازی های طولانی.

جاز نرم (Smooth Jazz)

جاز نرم در دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ به شهرت رسید. این سبک با گرد هم آمدن ژانرهای مختلف موسیقی مانند جاز، پاپ و آراندبی لوفای شکل گرفت. یکی از دلایل اصلی محبوبیت این سبک جاز دهه ۹۰ میلادی نزد مخاطبان، گوش‌نوازی بسیار آسان آن بود.

جاز نرم

جاز نرم نیازمند استفاده از سازهای مختلفی مانند درامز، گیتار باس برقی، ساکسیفون و سینتی‌سایزر است. این سبک از ریتم ملودیک و گروو بسیار ظریفی پیروی می‌کند که نیازهای مخاطب را برآورده می‌سازد. علاوه بر این، ماهیت بداهه نوازی که یکی از ویژگی‌های کلیدی جاز نرم است، در این سبک حفظ شده است.

از هنرمندانی که به طور قابل توجهی در ظهور جاز نرم نقش داشتند می‌توان به جرج بنسون، کنی جی و گروور واشنگتن جونیور اشاره کرد.

جاز فیوژن

جاز فیوژن شبیه هیچ یک از سبک‌های جاز پیشین نبود. جاز فیوژن رویکردی کاملاً تجاری داشت. جاز فیوژن ترکیبی از موسیقی سنتی جاز و عناصر مختلفی از موسیقی فانک، راک و آراندبی بود. همچنین به عنوان موسیقی جاز پیشرو شناخته می‌شد.

در دهه ۱۹۶۰، راک اند رول بسیار محبوب بود. با این حال، جاز فیوژن رقیب سرسختی برای آن به شمار می‌رفت. هنرمندانی مانند گروه ودردرپورت، چیک کوریا، هربی هنکاک و مایلز دیویس نقش قابل توجهی در افزایش محبوبیت جاز فیوژن داشتند.

یکی از قابل‌ توجه‌ترین ویژگی‌های جاز فیوژن این بود که علی‌رغم محدوده به نظر رسیدن، تنوع زیادی در خود جای داده بود. در حالی که برخی از آهنگ‌ها با ملودی تکراری نواخته می‌شدند، برخی دیگر شامل آکوردهای مختلف، امضاها و بداهه‌نوازی‌های سنگین بودند.

جاز آوانگارد

این نوع موسیقی جاز در دهه 1950 متولد شد و مخاطبان بلافاصله با آن ارتباط برقرار کردند. این موسیقی مرزهای موسیقی جاز را گسترش داد. این موسیقی باعث پیدایش آتونالیته (غیرمقام بودن) و بداهه‌نوازی شد. علاوه بر این، جاز آوانگارد همچنین راه را برای هارمونی‌های رادیکال (هارمونی‌های پیشرو و غیرمعمول) هموار کرد.

این ویژگی‌های این موسیقی جاز بود که آن را از موسیقی جاز معاصر متمایز می‌کرد. در حالی که تحت تأثیر موسیقی جاز سنتی قرار داشت، اما از موسیقی کلاسیک غرب نیز به شدت الهام گرفته بود.

8 ساز ضروری جاز

تقریباً هر سازی می تواند بخشی از یک گروه جاز باشد، به شرطی که به نوازنده اجازه بداهه نوازی بدهد. هشت ساز به طور خاص در گروه های جاز رایج هستند:

8 ساز ضروری جاز

درامز

درامز بخش ریتم جاز را لنگر می اندازد. درامرهای جاز معمولاً یک کیت درام چهار یا پنج تکه می نوازند. گروه‌های جاز لاتین ممکن است علاوه بر درام‌ست، از سازهای کوبه‌ای دستی یا کاخن استفاده کنند. درامرهای معروف جاز عبارتند از آرت بلکی، مکس روچ و بیلی کوبهام.

باس

تقریباً همه گروه‌های جاز از باس دوبل یا گیتار باس استفاده می‌کنند. باسیست‌های معروف جاز عبارتند از چارلز مینگوس، ری براون، دیو هولاند و گری پیکاک.

کیبورد

کیبورد جاز (پیانو یا کیبورد دیجیتال) بخش کلاسیک یک گروه کوچک جاز است. بود پاول، تلونیوس مونک، بیل ایوانز، هربی هنکاک، کیت جرت و جیسون مورن تنها تعدادی از بسیاری از پیانیست‌ها و نوازندگان کیبورد افسانه‌ای جاز هستند.

گیتار

گیتار بعد از کیبورد دومین ساز رایج آکورد در یک گروه جاز است. چارلی کریستین، وس مونتگومری، جو پاس، پت متنی و مایک استرن از جمله بسیاری از گیتاریست های جاز مشهور هستند.

ترومپت

از همان روزهای اولیه در نیواورلئان، گروه‌های جاز یک ترومپت زن داشتند. لویی آرمسترانگ، مایلز دیویس، دیزی گیلسپی و وینتون مارسالیس همگی نوازنده ترومپت جاز نمادین هستند.

ترومبون

اگرچه به اندازه ترومپت پر زرق و برق نیست، ترومبون در گروه های بزرگ جاز و گروه های مدرن به کار رفته است. رابین یوبانکس و ترک مورفی از ستارگان ترومبون جاز هستند.

ساکسیفون

قابلیت‌های فوق‌العاده سریع ساکسیفون و سهولت نسبی در کوک زدن، آن را به یک ساز اصلی عالی در جاز تبدیل می‌کند. کلمن هاوکینز، لستر یانگ، چارلی پارکر، جان کلترین، سانی رولینز، اورنت کلمن و مایکل برکر از مشهورترین نوازندگان ساکسیفون در تاریخ جاز هستند.

خواننده اصلی

در مقایسه با سایر اشکال موسیقی محبوب، جاز کمتر به خواننده اصلی وابسته است. با این حال، بسیاری از خوانندگان جاز به شهرت جهانی دست یافتند، از جمله سارا وان، بیلی تعطیلات و الا فیتزجرالد.

برای طلاعات بیشتر مقاله ساز های موسیقی جاز را مطالعه فرمایید.

چه چیزی موسیقی جاز را شبیه سایر موسیقی ها می کند؟

موسیقی جاز تقریباً با هر ژانری از موسیقی، از بلوز گرفته تا راک و کلاسیک، همپوشانی دارد. این امر باعث ایجاد طیف گسترده ای از زیرشاخه های جاز می شود. چند عنصر مرکزی جاز تقریباً همه اشکال جاز را متحد می کند، از جمله موسیقی سویینگ، ارکسترهای بزرگ، بیباپ و کول جاز.

ریتم های متمایز

ریتم‌های سنتی جاز به نت‌های چنگ سویینگ معروف هستند، جایی که نت اول در یک جفت نت چنگ تأکید بیشتری می‌گیرد و نت دوم در حالی که به سمت نت بعدی «سویینگ» می‌شود، سبک‌تر است. در همین حال، جاز لاتین که بر اساس موسیقی کارائیب ساخته شده است، سویینگ ندارد، اما ریتم‌های سنکوپ دار را در بر می‌گیرد که اغلب از سنت‌های آفریقایی-کوبایی گرفته شده است.

پیچیدگی هارمونیک

موسیقی جاز به ندرت از تریادهای سه نتی استفاده می کند که موسیقی پاپ، کانتری و فولک را تعریف می کند. تقریباً تمام آکوردهای جاز دارای هفتمین نت آکورد هستند و بسیاری از آنها شامل تنش هایی مانند نهم، یازدهم و سیزدهم هستند.

بداهه نوازی

شاید بیش از هر چیز دیگری، روح بداهه‌نوازی تقریباً همه اشکال موسیقی جاز را متحد می‌کند. ممکن است از تمام اعضای یک گروه جاز، از نوازندگان سازهای اصلی گرفته تا بخش ریتم و خوانندگان اصلی، خواسته شود تا روی یک قطعه جاز بداهه‌نوازی کنند.

تاریخچه جاز

در ریشه، موسیقی جاز یک هنر آفریقایی-آمریکایی است که عناصر موسیقی بلوز (موسیقی فولکلور با منشاهای مختلف)، رگتایم و موسیقی کلاسیک اروپایی را در هم می‌آمیزد. این موسیقی برای اولین بار در اوایل قرن بیستم در نیواورلئان پدیدار شد و به موسیقی با نفوذ جهانی تبدیل شد.

با ظهور از زیرزمین شهرهای آمریکا در دهه 1910، موسیقی جاز در دهه 1920 به موسیقی مقاومت سیاه‌پوستان علیه نژادپرستی نهادینه شده و طرد نسل جوان از ارزش‌های سنتی که بر زندگی آمریکایی قبل از جنگ جهانی اول حاکم بود، تبدیل شد.

موسیقی جاز مترادف با مدرنیته بود (که نام خود را به دوران جاز قرض داد). در دوران جاز، آزادی‌های اجتماعی و سیاسی بیشتری برای زنان وجود داشت و مقاومت نوظهور هنری سیاه‌پوستان در برابر برتری سفیدپوستان که به بهترین وجه توسط رنسانس هارلم نشان داده می‌شد، شکل گرفت.

تاریخچه موسیقی جاز

ارکسترهای بزرگ و موسیقی سویینگ

در دهه 1930، موسیقی جاز موسیقی محبوب بود. این دوران، دوران جاز ارکسترهای بزرگ، گروه‌های نوازنده رقص و موسیقی سویینگ بود. موسیقی جاز از موسیقی عامیانه به موسیقی شهری جدید و مسری تبدیل شده بود که مورد علاقه جوانان بود و والدین را عصبانی می کرد.

شباهت های اجتماعی زیادی بین استقبال از موسیقی جاز در دهه 1920 و استقبال از موسیقی رپ در دهه 1990 وجود دارد. موسیقی رپ در دهه 1990 در خط مقدم تغییرات نسلی قرار داشت، درست مانند موسیقی جاز در دهه 1920.

جاز به عنوان موسیقی هنری: بیباپ، هارد باپ، پست باپ و فراتر از آن

پس از دوران سویینگ ارکسترهای بزرگ که باعث رونق گرفتن حرفه موسیقی‌دانان جازی مانند دوک الینگتون شد، معنای جاز دوباره شروع به تغییر کرد. تأکید دیگر کمتر روی ساختن موسیقی رقص بود و بیشتر به سمت بیان هنری حرکت کرد.

جاز اولیه همیشه شخصیت‌های بزرگی داشت – به لوئی آرمسترانگ و جلی‌رول مورتون فکر کنید. با این حال، نوازندگان جاز شروع به ساختن موسیقی به عنوان وسیله‌ای برای بیان شخصی و نه به عنوان وسیله‌ای برای سرگرمی عامه‌پسند کردند (اگرچه هر توجهی از طرف مردم قدردانی می‌شد).

این تولد سبک بیباپ بود که نه تنها دارای هارمونی‌های پیچیده و بداهه‌نوازی با سرعت برق‌آسا بود، بلکه بر هویت هنری نوازنده جاز نیز تأکید داشت. این یک طغیان علیه جاز دوران‌های قبل بود که از نظر هنری محدودکننده تلقی می‌شد.

چارلی پارکر ساکسیفونیست و دیزی گلیسپی ترومپت‌زن، نوازندگان نمادین جاز بیباپ هستند که مسیر تاریخ جاز را با تبدیل قطعات جاز به ابزار بیان هنری به جای قطعات روی سن برای رقص جوانان، تغییر مسیر دادند.

پس از دوران بیباپ، جنبش‌های مختلفی در جاز به دنبال سوق دادن جاز به جهتی خاص بودند. با این حال، موسیقی جاز برای همیشه در مورد بیان هنری شخصی و هویت خواهد بود.

چه به جاز آزاد، جاز مدرن، جاز لاتین یا هر نوع جاز دیگری گوش کنید، هدف از این موسیقی بیان دید هنری هنرمندان است. این همان چیزی است که از دوران بیباپ موسیقی جاز را متحد کرده است.

سبک‌های جاز در دهه‌های 1950 و 1960

استایل ریلکس و کول جاز با آلبوم “Birth of the Cool” مایلز دیویس، گروه چهارنوازی جاز مدرن و مکتب لنی تریستانو، به عنوان جایگزینی ملایم‌تر برای صداهای آتشین‌تر بیباپ به بازار عرضه شد.

جاز از ساحل غرب شروع به ظهور کرد: هنرمندانی مانند دکستر گوردون، چت بیکر و آرت پپر نیز از نظر زیبایی شناختی آرام و آفتابی شناخته می‌شدند.

هارد باپ دهه‌های 50 و 60 – که با هوراس سیلور و گروه Jazz Messengers آرت بلکی نشان داده می‌شد – تأثیر گاسپل و بلوز را به بیباپ اضافه کرد تا صدایی ساده و بلوز گونه خلق کند، و این به جاز سول (Soul jazz) تبدیل شد، که ممکن است از ارگ هاموند برای ایجاد صدایی سول‌گونه و تحت تأثیر کلیسا استفاده کند.

سپس، در سال 1959، اورنت کلمن جاز آزاد را به دنیای موسیقی معرفی کرد.

این سبک که در ابتدا بحث برانگیز بود، توالی آکورد و ساختار آهنگ را به نفع نوعی هرج و مرج بلوز و سویینگ کنار گذاشت.

در همین حال، مایلز دیویس و دیگران با جاز مودال (موسیقی که در آن نوازندگان با گام‌ها، اغلب برای مدت طولانی بداهه‌نوازی می‌کنند) در تلاش برای رهایی از محدودیت‌های هارمونی سنتی آزمایش کرده بودند.

آهنگ “So What” از آلبوم “Kind of Blue” اثر دیویس، که پرفروش‌ترین و مشهورترین آلبوم جاز تمام دوران است، شناخته‌شده‌ترین نمونه از این سبک است.

صدای تنور کول استن گتز کاملاً با شور و هیجان برزیلی که در دهه 1960 آمریکا را فرا گرفت مطابقت داشت. این ترکیب جاز با موسیقی سایر فرهنگ‌ها سنتی بود که حداقل از زمانی که دیزی گلیسپی در دهه 1940 بیباپ را با موسیقی کوبایی ترکیب کرد، برقرار بود.

جاز در دهه 1970 و فراتر از آن

در اواخر دهه 1960، گروه مایلز دیویس شروع به استفاده از سازهای الکتریکی کرد و راک جاز متولد شد. این موسیقی با هنرمندانی مانند هربی هنکاک و ودر ریپورت که بداهه‌نوازی جاز را با دیسکو و فانک ترکیب می‌کردند تا صداهای پیچیده و قابل رقصی خلق کنند، به فیوژن (ترکیبی از سبک‌ها) تبدیل شد. روندهای جدیدتر در جاز شامل رشد جاز اروپایی که اغلب صدای خاص خود را داشته است، موسیقی ریتمیک پیچیده جنبش M-Base در دهه 1980 و نئوکلاسیسیسم مکتب Young Lions می‌شود.

در حال حاضر جاز در سراسر جهان در هنرستان‌های معتبر تدریس می‌شود که همچنان به تربیت نوازندگان جوان برجسته ادامه می‌دهند و در حالی که دیگر مانند دهه 1930 موسیقی عامه‌پسند نیست، همچنان مخاطبان اختصاصی از کنسرت‌بازان و شنوندگان را حفظ کرده است.

چه زمانی موسیقی جاز شروع شد؟

جاز اولیه گاهی اوقات با نام‌های “دیکسی‌لند” یا “جاز داغ” هم شناخته می‌شود. زادگاه این سبک موسیقی شهر نیواورلئان بود. گفته می‌شود که این سبک یکی از اولین اشکال جاز است که در دهه ۱۹۲۰ یافت شد.

کینگ الیور

مشخصه جاز اولیه استفاده از انواع سازهای موسیقی مانند توبا، باس آکورد، درام، ترومپت، کلارینت، بانگو، ساکسیفون و غیره بود. موسیقی در آن دوره آزاد بود و هنرمندان کنترل کامل بر خلاقیت خود داشتند.

یکی از مهمترین نکات قابل توجه در آن دوران، بداهه‌نوازی گروهی بود. این موسیقی شبیه نت خوانی (اجرا بر اساس نت نوشته شده) نبود، زیرا به مردم اجازه داده می‌شد تا آزمایش کنند. برخی از نوازندگان سرشناس موسیقی جاز اولیه عبارت بودند از بادی بولدن، لویی آرمسترانگ، کینگ الیور و گروه جاز اورجینال دیکسی‌لند.

 

موسیقی جاز چه چیزهایی را تحت تاثیر قرار داد؟

سبک های موسیقی محبوب مانند راک، آراندبی، پاپ، هیپ‌هاپ و غیره تحت تأثیر شدید موسیقی جاز قرار دارند. ریتم‌های منحصر به فرد جاز و هارمونی‌های آن اغلب در سبک‌های موسیقی با ریتم نوسانی، مانند جاز سبک لاتین یا آراندبی، به کار می‌رود. به طور مشابه، جاز همچنین در ارتقای موسیقی هیپ هاپ در فرهنگ مدرن نقش داشته است.

عناصری موسیقی جاز که به آن صدای متمایزی میبخشد

  • بداهه‌نوازی: جاز در مورد هویت شخصی است. به همین دلیل، یکی از ویژگی‌های کلیدی جاز بداهه‌نوازی است، جایی که نوازندگان به طور خودجوش تکنوازی های ملودیک را روی زیربنای توالی های آکورد خلق می‌کنند. بدون تکنوازی ترومپت اولیه لویی آرمسترانگ، هرگز تکنوازی گیتار الکتریک را در راک نداشتیم.
  • حس سویینگ: اولین ضبط‌های جاز نشان می‌دهند که ریتم سویینگ همیشه بخشی از این ژانر بوده است. سویینگ گروو یا شافلی متمایزی است که با نواختن نت‌های هشتم در الگوی بلند-کوتاه ایجاد می‌شود. این حس سینکوپاسیون و حرکت رو به جلو را ایجاد می‌کند. هرچند جاز اولیه همیشه سویینگ داشت، جاز مدرن الزاماً سویینگ ندارد.
  • نت‌های بلو : جاز همچنین میکروتونال است، یعنی اغلب شامل گام‌هایی خارج از سیستم دوازده صدایی نت‌های استفاده شده در موسیقی غرب است. این «نت‌های بلو » کمی بم‌تر از نت‌های گام ماژور استاندارد نواخته می‌شوند.
  • آکوردهای هفتم و هارمونی‌های پیچیده: هارمونی جاز از موسیقی پاپ یا راک پیچیده‌تر است. در حالی که موسیقی عامه‌پسند تمایل به استفاده از تریاد (سه صدایی) برای انتقال هارمونی دارد، جاز اغلب از انواع آکوردهای هفتم با بسط و تغییرات برای ایجاد یک محیط صوتی غنی استفاده می‌کند.
  • پلی‌ریتم‌ها و ریتم‌های سینکوپه‌شده: جاز معمولاً دارای ریتم‌های همپوشانی و لهجه‌های ضربی است که در ژانرهای دیگر معمولاً ضعیف هستند. هنرمندان جاز ممکن است از پلی‌ریتم‌ها برای ایجاد یک محیط ریتمیک غنی استفاده کنند.
  • تعامل و همکاری: جاز شامل تعامل بالایی بین نوازندگان است، جایی که آنها به یکدیگر گوش می دهند، پاسخ می دهند و واکنش نشان می دهند. خلق و اجرای مشترک موسیقی توسط گروه‌های جاز مدرن، هر اجرای جاز را منحصر به فرد می کند.

چه چیزی موسیقی جاز را به یک سبک قدرتمند تبدیل می کند؟

پاسخ های بالقوه زیادی برای این سوال وجود دارد، و شما به راحتی می توانید با تلاش برای پرداختن به این موضوع، چندین کتاب را پر کنید. بدیهی است که من در اینجا در حال نوشتن یک شاهکار چند جلدی نیستم، اما می خواهم کمی وقت بگذارم تا در مورد موضوع مهم معنای جاز و ارتباط آن با امروز صحبت کنم.

از برخی جهات، جاز در حال شکوفایی است – آموزش جاز در کالج ها و دانشگاه ها در دهه های اخیر به شدت گسترش یافته است. اما از جهات دیگر، جاز در حال تقلاست. فروش آلبوم های آنلاین ضبط های جاز در سال های اخیر کاهش یافته است، و این را می توانید از گشت و گذار در پلتفرم های موسیقی دریابید.

من شنیده ام که بسیاری از مردم سعی می کنند از هر دو طرف استدلال کنند – جاز در حال شکوفایی است یا در حال مرگ – که به اندازه گذشته محبوب است و فقط در حال تکامل است، یا از پایان دوران سویینگ ارکسترهای بزرگ “مرده” است – اما هرچه که نظر شما در مورد این بحث ها باشد، همه ما در جاز به عنوان یک هنر سرمایه گذاری کرده ایم.

اگر جاز را دوست دارید، پس به طور پیش فرض، سهمی در آینده جاز دارید. این بدان معناست که بخشی از وظیفه ما به عنوان نوازندگان جاز این است که سفیران این موسیقی باشیم. حمایت از جاز با “تبلیغ این موسیقی” مفید و موثر است، زیرا به تجربه من، مردم اغلب واقعاً جاز را دوست دارند، به شرطی که فقط با آن آشنا شده باشند!

با توجه به همه این موارد، من معتقدم که داشتن چند ایده اساسی که می توانید برای توضیح به دیگران در مورد اینکه جاز در مورد چیست و چرا آن را دوست دارید مفید است – به خصوص اگر هرگز سعی می کنید کسی را متقاعد کنید که جاز ارزش گوش دادن، حفظ کردن، مطالعه و جشن گرفتن را دارد.

ارزش موسیقی

موسیقی یک پدیده منحصر به فرد، قدرتمند و خاص انسانی است. این پدیده جهانی است، زیرا تا جایی که می‌دانیم، تمام فرهنگ‌های انسانی در همه جا، همواره نوعی از بیان را داشته‌اند که ما آن را موسیقی می‌نامیم.

موسیقی به طور عمیقی در زندگی روزمره ما ریشه دارد و در هر رویداد مهم اجتماعی و شخصی در فرهنگ ما نقش دارد: مهمانی‌ها، تولدها، عروسی‌ها، رویدادهای ورزشی، تجمع‌های سیاسی، مراسم مذهبی، مناسبت‌های اجتماعی، فارغ‌التحصیلی‌ها، تشییع جنازه و غیره.

تمام موسیقی‌ها اساساً اجتماعی هستند. ما از اصوات موسیقی برای بیان ایده‌ها و احساسات و برقراری ارتباط با دیگران استفاده می‌کنیم. ما از موسیقی برای کاوش در مفاهیم خود از هویت گروهی و فردی استفاده می‌کنیم. ما از موسیقی برای مستندسازی و انتشار تاریخ فرهنگی مشترک و تجربیات مشترک انسانی خود استفاده می‌کنیم.

ما از موسیقی برای درک دنیای پیرامون و انسان بودن استفاده می‌کنیم و از آن برای انتقال چیزهایی استفاده می‌کنیم که گفتن‌شان با زبان کلامی غیرممکن (یا حداقل دشوار) است.

به عبارت دیگر، موسیقی همه چیز در مورد ماست.

در مورد هر موسیقی، همیشه می‌توانیم بپرسیم: ساختن این صداها توسط آن مردم در این زمان و مکان خاص چه معنایی دارد؟ به عبارت دیگر، موسیقی اساساً در مورد چیست؟

ارزش موسیقی جاز

پس موسیقی جاز در مورد چیست؟ این موسیقی چه چیزی می‌تواند در مورد اینکه چه کسی هستیم، چه ارزش‌هایی را قائل هستیم و چگونه خودمان، معنای زندگی و روابطمان با یکدیگر و جهان هستی را می‌بینیم، به ما بگوید؟

باز هم، این موضوع بسیار گسترده است و من ادعا نمی‌کنم که تنها پاسخ «قطعی» یا لیست کاملی دارم. لطفاً هر یک (یا همه) ایده‌های مرا به چالش بکشید، زیرا معتقد نیستم کسی انحصار بر جاز یا معنای آن داشته باشد.

تجربه ما از موسیقی (و جاز) همیشه بسیار شخصی است. جاز در زمان‌ها و مکان‌های مختلف برای افراد مختلف معناهای بسیار متفاوتی دارد – حتی یک موسیقی می‌تواند برای یک نفر در زمان‌های مختلف معانی متفاوتی داشته باشد!

ادراکات، علایق و تجربیات ما با گذشت زمان تغییر می‌کنند، همانطور که ما و محیط اطرافمان تغییر می‌کنیم.

حتی با در نظر گرفتن ماهیت ذهنیِ ذاتی موسیقی، ما می‌توانیم برخی ویژگی‌ها و روابط مشترک در موسیقی جاز را به عنوان بازنمایی یا انعکاس (و تأثیرگذاری) بر ایده‌ها، احساسات و شیوه‌های وجودی که همه ما به طور مشترک درک می‌کنیم، تفسیر کنیم.

موسیقی در خلا فرهنگی وجود ندارد (ما هم همینطور).

سبک‌های موسیقی، مانند یک زبان گفتاری، «قوانین» و واژگان را توسعه می‌دهند. اگرچه تعاریف دقیق کلمات دائماً در حال تغییر و تحول هستند و کلمات می‌توانند از مد بیفتند یا دوباره مد شوند، اما برخی معانی زبانی که عموماً مورد توافق قرار گرفته‌اند وجود دارد.

در یک زمینه اجتماعی/موزیکال/فرهنگی خاص، صداهای خاص – زبانی و موسیقیایی – به معنای چیزهای خاصی درمی‌آیند، حتی اگر معانی دقیق مورد بحث قرار گیرند و تجربیات فردی هرکسی از پدیده‌های مشترک متفاوت باشد.

باز هم، من می‌گویم که جاز در خلأ فرهنگی، اجتماعی، سیاسی یا تاریخی زندگی نمی‌کند. اگر به اندازه کافی به موسیقی گوش دهیم و آن را تجزیه و تحلیل کنیم، می‌توانیم چیزهای زیادی در مورد خودمان بیاموزیم. پس از جاز در مورد انسانیت، زندگی و جهان هستی چه می آموزیم؟ چرا جاز مهم و خاص است؟

جاز اساساً یک سبک موسیقی دموکراتیک است.

منظورم از دموکراتیک بودن جاز این است که روابط بین نوازندگان جاز، زمانی که به خوبی اجرا می‌کنند، روابط موجود در یک جامعه دموکراتیک ایده‌آل را منعکس می‌کند. به همین ترتیب، روابط بین عناصر موسیقی جاز (ملودی، هارمونی، فرم، دینامیک، بداهه‌نوازی در مقابل آهنگسازی، تضاد در مقابل تکرار و غیره) نیز منعکس کننده آرمان‌های دموکراتیک است.

در جاز، همه به هدف موسیقیایی کمک می‌کنند و همه مسئولیت شخصی دارند. این یک حاکمیت مطلق نیست که در آن یک نفر تمام قدرت را داشته باشد و به همه بگوید چه کاری انجام دهند.

موسیقی تنها زمانی واقعاً مؤثر است که همه مهارت‌های اساسی خود را داشته باشند – همه مهم هستند – اما در عین حال همه در زمان‌های مختلف نقش‌های متفاوتی دارند. گاهی اوقات تکنوازی می‌کنید، گاهی ساکت هستید، گاهی اوقات تکنوازی شخص دیگری را همراهی می‌کنید، گاهی اوقات همه را تشویق می‌کنید.

برای اینکه دموکراسی‌ها و اجراهای جاز به درستی و کارآمد عمل کنند، همه شرکت‌کنندگان باید از نظر عاطفی و فکری از بلوغ بالایی برخوردار باشند. نگرش کلیدی است. همه باید به هم گوش دهند و به هم احترام بگذارند.

جاز نهایت کار گروهی است، به خصوص زمانی که بداهه‌نوازی زیادی اتفاق می‌افتد. شما باید با جریان حرکت کنید، از همکاران خود حمایت کنید، انعطاف پذیر باشید و برای بازخورد و ایده های جدید و غیرمنتظره باز باشید. شما باید سازگار و خلاق باشید.

شما نمی توانید به راحتی تسلیم شوید و باید تعادلی بین حمایت فروتنانه از دیگران (و موسیقی) با اجازه دادن به خود برای درخشیدن در زمانی که نوبت به تکنوازی شما می رسد برقرار کنید. بداهه نوازی جاز نیاز به فردگرایی، اعتماد به نفس و هوش اجتماعی دارد.

به همین ترتیب، همه باید سنت‌های جاز را بشناسند و به آنها احترام بگذارند، اما همه همچنین فرصت دارند تا بر اساس ایده‌های گذشته بسازند، نوآوری کنند، خلاقیت داشته باشند، قوانین را زیر پا بگذارند یا آنها را بشکنند (یا قوانین جدیدی اختراع کنند!)، با قراردادها مخالفت کنند و خودشان باشند. جاز مانند دموکراسی، سنت و نوآوری، فردگرایی و جمع گرایی، گذشته و آینده، ثبات و تغییر، سنت گرایی و پیشرفت را متعادل می کند.

همچنین، مانند یک دموکراسی ایده‌آل، جاز اهمیتی به اینکه شما چه کسی هستید نمی‌دهد – تنها چیزی که مهم است چگونگی نواختن شماست. مهم این است که چه چیزی را ارائه می دهید و چه چیزی برای گفتن دارید – نه اینکه چقدر زیبا هستید یا از کجا آمده اید.

سن، سطح تجربه، اندازه، شکل، رنگ، پیشینه شخصی، طبقه، جنسیت، گرایش جنسی، زبان گفتاری، سبک لباس و غیره مهم نیستند. جاز از این نظر برابری‌طلب است، درست مانند یک دموکراسی ایده‌آل. و از آنجایی که دموکراسی بخش مهمی از هویت و میراث فرهنگی آمریکا است، موسیقی جاز بهترین ارزش‌های آمریکا را منعکس می‌کند، بیان می‌کند و الگوسازی می‌کند.

موسیقی جاز

جاز سبکی اساسا متنوع است

جاز به معنای واقعی کلمه متنوع است.

همانطور که در بالا ذکر شد، جاز در دیگ جوش فرهنگی متنوع نیواورلئان متولد شد، جایی که فرهنگ‌های آفریقایی، کارائیبی، لاتین، فرانسوی، اسپانیایی و سایر فرهنگ‌ها با هم برخورد می کردند و بر یکدیگر تاثیر متقابل می گذاشتند. با گذشت زمان و رشد و توسعه جاز، فرهنگ‌های مختلف آن را فرا گرفتند و به گسترش آن کمک کردند.

از نظر سبک، جاز موسیقی بسیار متنوع و روشنفکری است.

زیرشاخه‌ها و زیرسبک‌های زیادی وجود دارد (حتی اگر اجراکنندگان همیشه با هم موافق نباشند). جاز سنتی نیواورلئان، جاز کول، سویینگ، بی باپ، هارد باپ، جاز مودال، جاز لاتین، جاز آوانگارد، جاز آزاد، فیوژن و جاز نرم همه بسیار متفاوت هستند. با این حال، همه آنها برخی ویژگی‌های کلیدی را به اشتراک می‌گذارند که آنها را تا حدودی به عنوان جاز توجیه می‌کند.

جاز تحت تأثیر هر سبک موسیقی قرار می‌گیرد و در عوض به سایر سبک‌ها نیز تاثیر می‌گذارد. بیان‌ها و نمودهای متنوع جاز به آن اجازه می‌دهد تا تمام جنبه‌های وضعیت انسانی را کشف و جشن بگیرد. جاز آنقدر متنوع است که می تواند هر احساسی را بیان کند!

جاز همچنین تنوع اجتماعی را ارتقا می‌بخشد، منعکس می‌کند و غنی می‌کند زیرا به افراد از پیشینه‌های مختلف اجازه می‌دهد تا از طریق موسیقی با یکدیگر ارتباط برقرار کرده و زمین مشترکی پیدا کنند. شما مجبور نیستید با کسی به یک زبان صحبت کنید تا با او آهنگی بنوازید و شروع به ایجاد پیوند دوستی و تفاهم متقابل کنید. باز هم، آمریکا (و همیشه) متنوع است، بنابراین جاز این تنوع را در بسیاری از سطوح منعکس می‌کند.

جاز سبکی اساسا خلاقانه است

جاز تازگی، اصالت، شخصیت و بیانگری معنادار در موسیقی را تشویق، تجلیل و پاداش می‌دهد. جاز هرگز از تکامل دست برنداشته است. حتی اگر شما در سبک‌های سنتی‌تر اجرا می‌کنید، موسیقی زمانی مؤثرتر است و به ارزش‌های جاز وفادارتر است که در چارچوب سبکی که کاوش می‌کنید، خلاقیت به خرج دهید.

نواختن جاز نیاز به مهارت‌های خلاقانه عمیق و بنیادی دارد: توانایی بداهه‌نوازی بیانگرانه و تفسیر منحصر به فرد موسیقی نوشته شده توسط دیگران. خلاقیت یکی از ویژگی های خاص ما انسان هاست. چه راهی بهتر از بداهه‌نوازی جاز برای بازتاب و تجلیل از خلاقیت وجود دارد؟

جاز سبکی اساسا تایید کننده زندگی است

موسیقی جاز پر از ابراز عشق، میل، سرزندگی، امید، تعالی، پیروزی در شرایط سخت، انرژی، شادی، اعتماد به نفس، هیجان – مواد زندگی است. حتی بیان ملایم‌تر، تاریک‌تر، غمگین‌تر یا افسرده‌کننده‌تر جاز (به ویژه سبک‌های بلوز جاز) راهی جذاب برای جشن گرفتن جنبه تاریک‌تر زندگی دارند – این در مورد لذت بردن از انسان پیچیده بودن است: گاهی اوقات در اوج هستیم، گاهی اوقات در پایین، و این اشکالی ندارد.

مهمتر از آن، زیبا و ارزش کاوش و تجلیل دارد. و گاهی اوقات، زمانی که جاز غمگین است، همانطور که اغلب در مورد جاز تحت تأثیر بلوز اتفاق می‌افتد، بیان غم و اندوه واقعاً در مورد رها کردن همه چیز و غلبه بر مشکلات به جای صرفاً شکایت پوچ از آنهاست.

جاز به طور منحصر سرگرم کننده، چالش برانگیز و غنی است

می‌توانید تمام عمر خود را صرف مطالعه، تمرین و اجرای جاز کنید و هرگز تمام پیشنهادات جاز را برای خودکاوی، بینش و بیان، تمام نکنید. از آنجایی که جاز شامل بداهه‌نوازی خلاقانه و بیان عمیق خود است، یکی از رضایت‌بخش‌ترین و کامل‌ترین سبک‌های موسیقی برای مشارکت است.

جاز به دلیل یادگیری نواختن، یک چالش سالم است که به شما کمک می‌کند در طول زندگی خود فعال، درگیر و مشغول به کاری معنادار و مثبت باشید، یکی از لذت‌بخش‌ترین و غنی‌کننده‌ترین سبک‌های موسیقی برای نواختن است.

جاز و مدرنیسم آمریکایی

در بررسی موضوع جاز و مدرنیسم، شاید بتوان با ظهور بیباپ شروع کرد، که در دهه 1940 به طور معمول “مدرنیست” نامیده می شد. جاز در اینجا به عنوان ویژگی برجسته مدرنیته تلقی می شود، همانطور که در طول و بعد از جنگ جهانی اول تجلی یافت. در آن ظرفیت، جاز بدون شک مدرنیسم را به عنوان یک چالش فکری، تحریک حسی و بافت اجتماعی تحت تاثیر قرار داد.

در حدود جنگ جهانی اول، به دلیل عدم اطمینان گسترده در مورد ماهیت جاز (نوعی موسیقی، نگرش به زندگی، رفتار تصنعی، ابتذال یا یک انگیزه احساسی پرانرژی) مسیر اجتماعی جاز با فرصت‌هایی برای طرف‌های علاقه‌مند در همه طرف‌های موضوع برای ابراز وجود آغاز شد.

همچنین مهم است که بر نقش رگتایم در دوره‌ای که آمریکایی‌ها با مدرنیسم آشنا شدند تأکید شود. نمایشگاه معروف Armory Show در زمانی اتفاق افتاد که کشور تحت تأثیر آهنگ‌های موفق اروینگ برلین مانند «گروه رگتایم الکساندر» و «Everybody’s Doin’ It Now» بود.

به عبارت دیگر، فضای موضوعی فرهنگ عامه به ناچار رگتایم بود، زیرا جمعیت از تالار Armory سرازیر شدند و با حیرت به حمله بصری نقاشان فرانسوی (اغلب چند دهه قبل) خیره شدند. استوارت دیویس، از میان هنرمندان متعدد آمریکایی که تحت تأثیر آن از واقع‌گرا به مدرنیست تبدیل شدند، به یاد آورد که نمایشگاه Armory او را با «نظم عینی در این آثار» به چالش کشید، «که احساس می‌کردم در کار خودم وجود ندارد».

سردرگمی ادراکی ناشی از آثار نمایشگاه آرموری، مانند اثر “Nude Descending a Staircase” اثر مارسل دوشان، پاسخی را به جاز و مدرنیسم آمریکا به جاز در پایان جنگ پیش بینی کرد، زمانی که مردم با هجوم شنیداری روبرو شدند که با ناهماهنگی شناختی هنر مدرن برابری می کرد.

آنچه در ابتدا به نظر می‌رسید همتای آکوستیک “explosion in a shingle factory” اثر دوشان باشد، پس از اینکه تازگی اولیه از بین رفت و حجم ظاهری صدا به معیارهای قابل رقص پایبند بود، جذب آن آسان‌تر شد. با توجه به نسبی بودن جذب سر و صدا، بسیاری از مردم حاضر نبودند بپذیرند که جاز چیزی جز وقاحت حساب شده است.

در اروپا، جایی که فیوچریست ها از «هنر نویز» دفاع می‌کردند و دادائیست‌ها اخیراً مجموعه‌ای از فعالیت‌ها را برای ایجاد صدا با دقت قابل تحسین پیشگام بودند، جاز بخشی از یک تداوم آوانگارد تلقی می‌شد. در مقابل، در سرزمین مادری‌اش، جاز به عنوان سیل بی‌سابقه‌ای از بی‌بندوباری تجاری تلقی می‌شد که جمعیت را با همان اصرار ویروسی آنفولانزای همه‌گیر ۱۹۱۹ درگیر می‌کرد.

برای کسانی از نسل ترانه‌سرای هوگی کارمایکل، جاز و مدرنیسم گونه‌هایی از یک تجربه واحد بودند؛ به نوعی، موسیقی آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار و آوانگارد اروپا هر دو به طور شهودی قابل دسترسی بودند. صرف نظر از اینکه خاطرات او دقیق است یا نه، قابل توجه است که هوگی کارمایکل رابطه‌ای متقابل اساسی بین جاز و مدرنیسم را به تصویر می‌کشد، زیرا هر دو برای یک فرد سفید پوست میان‌غرب، جذابیت یاغی، مخالف و تازه به دوران رسیدگی را به تصویر می‌کشیدند.

اهمیت ماندگار دیگری برای جاز، موضوع نوازندگی بود. ارکسترهای سمفونی آمریکا تا اواخر قرن بیستم تحت سلطه اروپاییان (به ویژه آلمانی ها) بودند و نیاز به تایید موسیقی از خارج، تلاش ها برای مشروعیت بخشیدن به آهنگسازی جدی آمریکا را مختل کرد. ملی گرایی زمان جنگ، عواقب ناخواسته خدشه‌دار کردن اقتدار فرهنگی اروپا برای لحظه‌ای و اعتبار بخشیدن به موسیقی محلی را داشت. آنچه به صورت جاز پدیدار شد، آن چیزی نبود که تشکیلات موسیقی انتظار داشتند، اما ریشه آن در اقلیت آفریقایی-آمریکایی به جز برای برخی از صلیبیون اخلاقی متعصب‌تر، مورد توجه قرار نگرفت. دغدغه مهم‌تر جنبه سطح پایین آن بود، و پس از چندین سال افراط بی‌پروا در جاز، اعتراضات عمومی فزاینده‌ای را برانگیخت، و به همین دلیل شهرت آن به شیرین‌کننده نهایی نیاز داشت.

بحث در مورد جاز پس از رسیتال مشهور پل وایتمن در نیویورک، “An Experiment in Modern Music” در 12 فوریه 1924، که در آن او نه تنها سعی در تثبیت جاز در تالار کنسرت داشت، بلکه تلاش کرد تا اعتقاد خود را مبنی بر لبه‌های خشن موسیقی نشان دهد، جدی شد. نشان دهنده یک مرحله گذار است. این بسیار مفید بود که وایتمن سفارش اثری را به جرج گرشوین، داده بود. بنابراین، “Experiment” وایتمن با عامه مردم و منتقدان موفق شد، عمدتاً به دلیل قدرت راپسودی آبی، که آهنگساز آن را به شهرت ملی رساند و به ادعای قانون‌گذاری وایتمن برای اینکه پادشاه جاز باشد، اعتبار بخشید.

تاریخ‌دانان جاز بی‌تردید دوک و کنت را به جای شاه به عنوان سلطنت واقعی جاز انتخاب کرده‌اند، اما نقش وایتمن، مانند نقش مردان سفید به طور کلی، در تقاطع جاز و مدرنیسم کلیدی است. در حالی که بحث در مورد جاز از زمانی که گروه جاز اورجینال دیکسی لند پرفروش‌ترین اثر خود را در سال 1917 ضبط کرد، در مطبوعات فراگیر شد، “Experiment” وایتمن ماهیت گفتمان را تغییر داد، اول با درخواست پاسخ روشنفکرانه و دوم با قرار دادن جاز در یک بحث عمومی‌تر در مورد موسیقی مدرن. این اصطلاحات به راحتی، اما نه لزوماً، جاز را از ریشه‌های سیاه‌ آن انتزاع می‌کردند.

دیکسی لند

جایگاه جاز در مدرنیسم با نمایش آن در داستان‌های عامه‌پسند و ادبیات غیر داستانی آن دوره از طریق آثار مهمی مانند «گتسبی بزرگ» اثر اسکات فیتزجرالد، «Manhattan Transfer» اثر جان دوس پاسوس، «Dark Laughter» اثر شروود اندرسن، «An American Tragedy» اثر تئودور درایزر، «The Making of Americans» اثر گرترود استاین، «The Professor’s House» اثر ویلا کاتر، مجموعه داستان‌های «In Our Time» اثر ارنست همینگوی، «اشعار ۱۹۰۹-۱۹۲۵» اثر تی.اس. الیوت و «پیش‌نویس شانزده آواز» اثر ازرا پوند، «چهل و یک شعر» اثر ای.ای. کامینگز و «The Weary Blues» اثر لانگستون هیوز تثبیت شد.

ایشمائیل رید در رمان «مامبو جامبو» که روایت‌گر هارلم دهه 1920 است، با زیرکی جاز را به عنوان ویروس «جس گرو» به تصویر می‌کشد. زیرا اگر عصر جاز سال به سال جوهره‌ها و نشانه‌های آن زمان باشد، پس جس گرو میکروبی است که باعث می‌شود آن مانند مخمر در سراسر دشت آمریکا بالا بیاید.

اگر جاز یک علامت بود، بیماری چه بود؟ اگر جوهره بود، چه چیزی وجود داشت که به آن افتخار کرد یا از آن الهام گرفت؟ انتخاب بین علامت و بیماری، شکافی نسلی را منعکس می‌کرد که با جنگ به عنوان آستانه تاریخی آشکار می‌شد.

آلن لوک، از همان نسل پوند و الیوت، در سال 1936 در گزیده‌اش که بر رنسانس هارلم تمرکز داشت، پرسید: «جاز چه سهمی به موسیقی مدرن داشته است؟» برای او، بهترین چیزی که می‌توان در مورد جاز گفت این بود که «اولین موج هارمونی مدرنیستی جدید را به ارمغان آورد». در نتیجه، «موسیقی‌دانان اروپایی، که به دنبال یک سبک موسیقی مدرن جدید بودند، مشتاقانه [جاز اولیه] را در آغوش گرفتند». همانطور که حامیان سفیدپوست، لوک بیشتر به این علاقه داشت که جاز چه چیزی می‌تواند به آهنگسازی جدی ارائه دهد. اما بر خلاف آنها، او از موسیقی آفریقایی-آمریکایی به طور کلی آگاه بود. لوک یک دیدگاه جامعه‌شناختی داشت: «به جای اینکه آن را به گردن جاز بیندازیم، باید رواج جاز را به عنوان نشانه‌ای از یک ناآرامی و تغییر عمیق فرهنگی، ابتدا واکنشی در برابر سرکوب‌های پیوریتانی و سپس فراری از تنش‌ها و یکنواختی تمدنی برون‌گرا و ماشینی تلقی کرد». موضع تشخیصی لوک چندان به تجاری‌سازی سنت‌های عامیانه آفریقایی-آمریکایی توسط کارآفرینان سفید توجهی ندارد. در عوض، او با احتیاط خاطرنشان می‌کند که بدون مشارکت سفیدپوستان هیچ «عصر جاز» وجود نخواهد داشت، و عصر جاز به معنای مدرنیسم است:

جاز و مدرنیسم: آمیختگی و واکنش

او پیشنهاد می‌کند که از جنبه‌های مهمی، جاز با مدرنیسم رقیق شده و عجین شده است. در غیر این صورت، به عنوان یک گویش کاملا سیاه احساسات، نمی‌توانست به سبک غالب تفریحی زمان ما تبدیل شود، حتی تا به امروز، طولانی‌ترین مد تاریخ.

جاز و مدرنیسم را برچسب‌هایی برای هرگونه تحریف آگاهانه سنت می‌دانستند. جاز اولیه در هم‌زمانی با تحریف‌های «The Waste Land» و «Manhattan Transfer»، به نظر می‌رسید که بدویت آسمان‌خراش را تجسم می‌بخشد و پیشرفت عصر ماشین را که با منابع غریزی انرژی حیات‌بخش هدایت می‌شود، تأیید می‌کند.

مک‌دونالد مور به درستی توضیح می‌دهد که جاز کلید دیگری برای «راز مدرنیسم» بود:

«جاز» مانند راهنمایی برای گیج‌شدگان، انسجام ادراکی را به پدیده‌هایی به اندازه آوانگاردیسم موسیقی اروپا، عقلانیت بوروکراتیک و علمی و حتی مدگرایی معاصر بخشید. صحبت کردن در مورد جاز یا مدرنیسم به معنای صحبت کردن در مورد تازگی بود، حتی اگر تازگی نشان‌دهنده تغییر اساسی باشد.

الیسون و دیگران تصویری عملی از جاز به عنوان مدرنیسم را به عنوان پاسخی آگاهانه به مدرنیته به عنوان تجربه زیسته ارائه می‌کنند. جاز و مدرنیسم هر دو «پس از جنگ» بودند: ترکیبی از «کینه‌توزی و لذت‌گرایی که مانند ابری از گاز از آن بیرون آمد که نمی‌توان برای آن ماسک صادر کرد.» اما جاز همچنین از نظر تاریخی با دو پدیده تکنولوژیکی سرنوشت‌ساز همزمان بود: ضبط و رادیو. همین پیوند رسانه‌های جدید با تازگی هنری است که جاز را به برجسته‌ترین حامل مدرنیته فرهنگی در دهه ۱۹۲۰ تبدیل کرد.

10 سوال پرتکرار در مورد جاز

با تجزیه و تحلیل پرسش‌های مطرح شده در اینترنت، 10 مورد از رایج‌ترین پرسش‌ها در مورد جاز را شناسایی کرده‌ایم و در این مجموعه سه قسمتی به آن‌ها پاسخ خواهیم داد.

دنیای ساز می‌خواهد با ارائه این اطلاعات مقدماتی در یک جا به تازه واردان به این هنر عالی کمک کند. این مجموعه به سوالات پرسیده شده در مورد تاریخ جاز، مشهورترین و برجسته‌ترین هنرمندان آن، توسعه اشکال مختلف آن و تاثیر فرهنگی‌اش می‌پردازد.

به ناچار بحث‌های جنجالی وجود دارد، اما ما سعی کرده‌ایم مسیر میانه‌ای را در میان آن‌ها طی کنیم. چه در حال تحقیق در مورد جاز باشید و چه علاقه‌مند جدیدی باشید که می‌خواهید اطلاعات بیشتری کسب کنید، امیدواریم از یادگیری در مورد جاز و تاریخ غنی آن لذت ببرید.

1. جاز چیست؟

افرادی که به تازگی با جاز آشنا شده اند، ممکن است آن را پیچیده یا چالش برانگیز بدانند؛ و چیزی است که بسیاری از مردم می توانند آن را تشخیص دهند، اما تعریف آن را دشوار می یابند.

جاز سبک‌ها یا ژانرهای زیادی دارد که در بالا توضیح داده شده‌اند. بنابراین، آنچه ما در تعریف جاز به دنبال آن هستیم، جوهره آن است که در اشکال و تحول‌های مختلف آن معتبر باقی می‌ماند.

فرهنگ لغت انگلیسی آکسفورد، جاز را اینگونه تعریف می‌کند: “… به طور گسترده با ریتم های منظم و قدرتمند، عبارات سنکوپ شده، تغییرات در تُن و زیر و بم سازی سنتی و تکنوازی بداهه توصیف می شود.” بیایید بر روی آن تعریف تمرکز کنیم و برخی از عناصر مشخصه جاز را بررسی کنیم.

ساختار

ساختار کلاسیک جاز معمولاً دارای سه عنصر اصلی است: یک ساختار هماهنگ از پیش تعیین شده یا توالی آکورد، بداهه‌نوازی به طور معمول به شکل تکنوازی بداهه‌پردازی‌شده با ساز بر اساس آن ساختار، و یک تم یا ملودی از پیش تعیین‌شده که معمولاً اجرا را شروع و پایان می‌دهد.

بداهه نوازی

بداهه‌نوازی شاید عنصر اصلی جاز باشد. این هسته اصلی چیزی است که جاز را می سازد، حتی اگر سایر اشکال موسیقی از بداهه نوازی استفاده کنند. اما موسیقی جاز همچنین می تواند برای قاب‌بندی یا تکمیل بداهه نوازی تنظیم یا ارکستر شود.

بداهه نوازی خلق فوری ملودی‌ها و ریتم‌ها است و در جاز به صدای فردی هنرمند جاز از طریق عناصر تکنوازی آن اجازه شنیده شدن می‌دهد.

هنرمند بداهه نواز محتوای موسیقی را می گیرد و با تغییر ملودی، اختراع ملودی های جدید، یا هر دو، ایده های آن را گسترش می دهد. ساختار هارمونیک آهنگ باقی می ماند و راهنمایی برای بداهه نوازی ارائه می دهد. بنابراین، بداهه‌نوازها به شیوه‌ای از پیش اندیشیده شده اجرا می‌کنند.

سه استراتژی اساسی بداهه‌نوازی توسط نوازندگان جاز به کار گرفته می‌شود:

  • بداهه‌نوازی مدال بر اساس گام‌های از پیش تعیین‌شده
  • بداهه‌نوازی هارمونیک بر اساس توالی آکورد از پیش تعیین‌شده
  • بداهه‌نوازی آزاد که از محدودیت توسط اشکال هارمونیک یا ریتمیک از پیش تعیین‌شده اجتناب می‌کند.

نت های بلو

اصطلاح «نت های بلو» اغلب به عنوان هسته اصلی بیان جاز شناخته می‌شوند. این نت‌ها کمی بم‌تر (صاف‌تر) از گام‌های استاندارد نواخته یا خوانده می‌شوند. این شکل از بیان ریشه در «بلوز» و گام بلوز دارد.

جاز بدون فرم ۱۲ قسمتی و روایت «بلوز» وجود نخواهد داشت. پیشگامان جاز مانند کینگ الیور و ژلی رول مورتون از نیواورلئان از بلوز به عنوان پایه بسیاری از آثار خود استفاده کردند. تکیه بر بلوز، در بسیاری از اشکال مدرن و پیچیده آن، همچنان بخش زیادی از جاز معاصر را مشخص می‌کند. عناصر بلوز در طول تکامل سبک‌های جاز فراگیر بوده‌اند.

سنکپ

«سنکپ» اصطلاحی موسیقی است که به معنای جابه‌جایی تأکید ضرب‌ها در یک ریتم برای جابه‌جایی موقت جریان منظم آن است. این کار باعث ایجاد تأکید بر ریتم می‌شود و به عنصری که اغلب در جاز به آن «سویینگ» گفته می‌شود، کمک می‌کند.

«سنکپ» در جاز به طور معمول بر نت‌های روی «ضرب ضعیف» تأکید می‌کند (به ضربه زدن پای خود به ریتم فکر کنید، ضرب ضعیف زمانی است که پای شما در هوا است). این در مورد همه اشکال موسیقی رقص رایج است و ریشه‌های جاز را از سبک‌های مختلف رقص نشان می‌دهد (اگرچه همه اشکال جاز مدرن بر رقص تمرکز ندارند).

تماس و پاسخ

«تماس و پاسخ» ریشه در موسیقی سنتی آفریقا دارد. این تکنیکی است که در آن یک خواننده یا نوازنده عبارتی را ارائه می‌دهد و خواننده یا گروه دوم با اظهار نظر یا پاسخی به آن پاسخ می‌دهد.

در جاز، تکنیک «تماس و پاسخ» را اغلب می‌توان شنید و در موسیقی بلوز و سرودهای مذهبی نیز رایج است. این می‌تواند شامل تقلید بین سازها باشد و پاسخی تأییدی از یک ساز یا گروهی از سازها به ساز یا گروه دیگر ارائه دهد.

«تماس و پاسخ» اغلب هسته اصلی بداهه نوازی در جاز است. به طور معمول، یک نوازنده جاز با بداهه‌نوازی حول ملودی رهبر (تماس گیرنده)، به ملودی او پاسخ می‌دهد.

این تناوب اجرا ممکن است با تضاد عناصر موسیقی مانند حجم صدا یا زیر و بم برای جدا کردن صداهای مختلف نیز ارائه شود. این می‌تواند بین نوازندگان فردی، خواننده و همراهان آنها یا دو بخش در یک ارکستر بزرگ باشد.

پلی ریتم (چند ضربی)

پلی ریتم ها با همپوشانی ریتم های مختلف به موسیقی بافت می دهند. این ویژگی در بسیاری از سنت های طبل زدن و آواز خواندن آفریقایی وجود دارد و باعث ایجاد درهم آمیختگی پیچیده ای بین لایه های مختلف می شود. همچنین در بسیاری از سبک های جاز رایج است.

کشش و رهایی ریتمیکی که توسط پلی ریتم ها ایجاد می شود، عنصر قابل رقص بودن را به برخی از سبک های اولیه جاز می بخشد.

۲. جاز چه زمانی شروع شد؟

جلی رول مورتونشروع جاز را نمی توان به یک آهنگ یا نقطه خاصی در زمان محدود کرد، اما قطعا اینطور است که جاز به عنوان یک فرم موسیقی متمایز بیش از ۱۰۰ سال است که وجود دارد. با این حال، برخی نقاط عطف اولیه مهم وجود دارد که ذکر آنها ضروری است.

سال ۱۸۹۵ زمانی کلیدی بود، زمانی که بادی بولدن، نوازنده کورنت، اولین گروه خود را در نیواورلئان تشکیل داد. او اغلب به عنوان اولین مبتکر اصلی سبک جاز متمایز از رگتایم شناخته می شود. اما او هرگز ضبط نشد و ما فقط از طریق شهرت از موسیقی او خبر داریم.

 

اولین ضبط جاز در ۲۶ فوریه ۱۹۱۷ در نیویورک انجام شد، زمانی که «Livery Stable Blues» توسط گروه جاز اورجینال دیکسی لند ضبط شد. این رکورد یکی از اولین موفقیت های فناوری ضبط جدید بود، با فروش بیش از یک میلیون نسخه، در زمانی که نت‌نوشت محبوب‌ترین شکل انتشار بود.

جلی رول مورتون (همچنین از نیواورلئان) بعداً ادعای خود را مطرح کرد و اعلام کرد که جاز در سال ۱۹۰۲ شروع شد و توسط خود او اختراع شد. مورتون، یکی از اولین آهنگسازان جاز، اولین کسی بود که تنظیمات خود را نوشت، اما تاریخ ۱۹۰۲ او خودسرانه بود و ادعای او مبنی بر اختراع جاز به طور کلی اشتباه تلقی می شود.

۳. جاز از کجا نشأت گرفت؟

در حالی که تأثیرات آفریقایی و اروپایی هر دو بر تکامل جاز تأثیر گذاشته اند، جاز در جوامع آفریقایی-آمریکایی در جنوب ایالات متحده تکامل یافته و از نظر منشأ آن یک هنر آمریکایی به حساب می آید.

توسعه اولیه آن بیشتر با شهر بندری نیواورلئان مرتبط است. تنوع فرهنگی و جمعیت رو به رشد، آن را به کانون جوشش موسیقی در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم تبدیل کرد.

نیواورلئان که در قرن هجدهم توسط فرانسوی ها تأسیس شد (بعداً به اسپانیایی ها واگذار شد، سپس به فرانسوی ها بازگشت و بعداً به ایالات متحده فروخته شد)، در دهانه رودخانه می سی سی پی قرار دارد و به مرکز تجارت در مسیر تجاری برای آمریکا و دریای کارائیب تبدیل شد.

فرهنگ آن نسبت به سایر مناطق اولیه ایالات متحده منحصر به فرد بود. فرهنگ قومیت‌گرا (کرئول) مخلوطی از کاتولیک و فرانسوی زبان (به جای پروتستان و انگلیسی زبان) بود و به خاطر علاقه به غذای خوب، شراب، موسیقی و رقص شهرت داشت. این شهر همچنین یکی از معدود مکان‌های آمریکا بود که به بردگان اجازه می‌داد طبل داشته باشند.

میدانی که در آن بردگان در خارج از حصار شهر در یک بازار جمع می شدند، برای توسعه جاز در نیواورلئان اهمیت داشت. مکانی که به میدان کونگو معروف شد، به خاطر طبل زدن و رقص هایش مشهور بود و به حفظ سنت های موسیقی و فرهنگی آفریقا کمک کرد. قانونی در شهر در سال ۱۸۱۷ اجتماعات بردگان را در بعد از ظهر یکشنبه در میدان کونگو، که با نام میدان عمومی نیز شناخته می شد، محدود کرد.

اگرچه رقص در میدان کونگو قبل از جنگ داخلی آمریکا به پایان رسید، اما منجر به سنت موسیقیایی “گروه‌های” آفریقایی-آمریکایی شد که اعضای آن نقابدار بودند و به عنوان بومیان آمریکایی که در جشن ماردی گرا (سه‌شنبهٔ چاق) مورد احترام قرار می‌گرفتند، رژه می رفتند.

طبل زدن، آواز خوانی به صورت پرسش و پاسخ، به یک سنت ماردی گرا تبدیل شد و بخشی از فرهنگ موسیقی منحصر به فرد نیواورلئان بود که به جاز اولیه تبدیل شد. سایر سنت ها شامل گروه های برنجی رژه و آهنگ های مینسترل بود که در ادامه به آنها پرداخته می شود.

4.ریشه جاز چیست؟

پیشینه جاز تا حدودی حدس و گمان است، اگرچه واضح است که تعدادی از عناصر برای شکل‌گیری آن در جنوب ایالات متحده حیاتی بوده‌اند. تاثیرگذاری‌های مختلفی پیشنهاد شده که شامل موسیقی سنتی آفریقا، مارش‌ها، موسیقی کلیسا و موسیقی ارکسترال اروپا می‌شود.

موسیقی آفریقا

موسیقی در جوامع سنتی آفریقا، بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی روزمره بوده و هست. این موسیقی مشارکتی است و اغلب عنصری از بداهه‌نوازی را در خود دارد.

این سنت به این معنا بود که موسیقی اغلب توسط بردگان آفریقایی در آمریکا به عنوان بخشی از یک سنت شفاهی از تاریخ و داستان‌سرایی، یا هسته اصلی جشن‌ها، یا صرفاً برای کمک به پیشرفت آسان‌تر کار گروهی استفاده می‌شد.

ریتم قلب موسیقی آفریقا و شاید توسعه‌یافته‌ترین عنصر موسیقی آن باشد. هر منطقه از این قاره وسیع، سنت‌های فرهنگی و موسیقایی متفاوتی داشت که نقطه شروع غنی‌ای را برای توسعه سنت‌های موسیقی آفریقایی-آمریکایی فراهم می‌کرد. رقص نیز بخش مهمی از بسیاری از سنت‌های موسیقی آفریقایی است.

ترانه‌های کار، عنصری روزمره در برخی از سنت‌های آفریقایی بودند و زمانی که بردگان به دنیای جدید آورده شدند، به بخش رایجی از کار مزرعه بردگان تبدیل شدند. این ترانه‌ها در قرن ۱۸ و ۱۹ با استفاده از عناصر موسیقی اروپا اقتباس شدند و تاثیر مهمی بر توسعه سرودهای مذهبی، بلوز، رگتایم و در نهایت جاز گذاشتند.

عنصر آوازی موسیقی سنتی آفریقا اغلب بخشی است که بیشترین بداهه‌نوازی را در خود جای داده است، که معمولاً از طریق تغییرات پرسش و پاسخ انجام می‌شود.

مارش‌ها و رقص‌های دسته‌جمعی فرانسوی

ریشه اصطلاح اروپایی مارش‌ها به موسیقی نظامی امپراتوری عثمانی برمی‌گردد که از سازهای کوبه‌ای مانند سنج برای ایجاد تأثیر روانی استفاده می‌کرد.

جان فیلیپ سوزا

جان فیلیپ سوزا

پس از پایان سنت راهپیمایی به جنگ، گروه‌های مارش به منبعی برای سرگرمی مردم تبدیل شدند. در اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰، زمانی که فرهنگ اروپا بر تالارهای کنسرت تسلط داشت، جان فیلیپ سوزا گونه‌ای از این موسیقی را خلق کرد که خوش‌بینانه، اغلب میهن‌پرستانه و کاملاً آمریکایی بود.

سوزا اگرچه برای سالن‌های کنسرت به جای گروه‌های رژه آهنگسازی می‌کرد، در توسعه جاز نقش مهمی داشت، چرا که او یک عامه‌پسندگرا بود که سعی در برآوردن نیازهای مخاطبان کنسرت‌رو داشت. او در دوره‌ای که گروه‌های تور معمولا کوچک و اغلب با توانایی محدود بودند، سبک با استعداد و محبوبی از نوازندگی گروهی را خلق کرد.

اگر موسیقی رژه آمریکایی نسبتاً ساده است، اما حاوی استفاده‌ای پیچیده از آکوردهای جالب و توالی سریع آکوردها است که به امضای جاز بعدی تبدیل شد.

سوزا روی آهنگ‌های محبوب با ملودی‌های ساده تمرکز کرد. این امر بر گروه‌های برنجی در شهرهایی مانند نیواورلئان تأثیر گذاشت، جایی که موسیقی رژه به بخشی در دسترس و جدایی‌ناپذیر از فرهنگ شهر تبدیل شد. با توسعه سنت‌های گروه رژه، نوازندگان از تالارها و سالن‌های رقص رسمی رها شدند – این به دموکراتیزه شدن موسیقی و تکامل جاز از سنت‌های بیشتر طبقه کارگر کمک کرد.

فرهنگ «کِرِیول» در نیواورلئان منحصر به فرد بود و به شدت تحت تاثیر فرهنگ اروپایی و آفریقایی قرار داشت. در این شهر فرهنگ موسیقی فرانسه قوی بود و کوادریل فرانسوی، رقصی که توسط چهار زوج در یک شکل مستطیلی اجرا می‌شد، با رقص اسکوئر آمریکایی هم‌نشین شد.

کوادریل محبوب‌ترین رقص در قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم بود و اغلب توسط بردگان آفریقایی-آمریکایی شنیده می‌شد. در زمان‌هایی که موسیقی سنتی آفریقایی اغلب سرکوب می‌شد، کوادریل به یک سازش فرهنگی برای بردگانی تبدیل شد که می‌خواستند برقصند.

نمایش‌های مینسترل و وودویل

نمایش‌های مینسترل یا مینسترلسي، در قرن نوزدهم آمریکا شکل گرفتند. این نمایش‌ها شامل اجراهای متنوع و موسیقی‌هایی بود که اغلب با تمسخر و تحقیر سیاه‌پوستان همراه بود. گروه‌های اجرایی این نمایش‌های سیار عمدتا سفیدپوست بودند، اما تعداد کمی از آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار نیز در آن‌ها مشارکت داشتند. همچنین گروه‌های مینسترل تنها با بازیگران سیاه‌پوست وجود داشت.

نمایش‌های مینسترل و وودویل

این نمایش‌ها بانگو را به عنوان ساز اصلی گروه‌های مینسترل معرفی کردند. سایر سازها شامل ویولن اروپایی و استخوان‌های صدا ساز (برای ایجاد ریتم) می‌شد. موسیقی با ریتم متقاطع (سنکوپ) که توسط این گروه‌های کوچک نواخته می‌شد، بر شکل‌گیری رگتایم تاثیر گذاشت.

فرهنگ عامیانه سنت اولیه مینسترل، فرصتی برای اجرای موسیقی در ملأ عام به نوازندگان آمریکایی آفریقایی‌تبار داد. این فرم موسیقی (و نمایش‌های وودویل بعدی با مضامین رکیک‌تر که از آن سرچشمه گرفتند) تأثیر اولیه‌ای بر توسعه جاز از نظر شیوه‌ی اجرا، هنرمندی و معرفی رگتایم داشتند.

با اینکه این نمایش‌ها بخش ناخوشایندی از تاریخ جاز هستند، اما راه را برای موسیقی محبوب آمریکایی آفریقایی‌تبار هموار کردند و بسیاری از اولین نوازندگان جاز، فعالیت حرفه‌ای خود را در تورهای نمایش‌های مینسترل، سیرک یا وودویل آغاز کردند.

رگتایم

چند دهه قبل از اینکه اصطلاح «جاز» به طور رایج به کار رود، سبک موسیقی دیگری وجود داشت که می‌توان آن را پیش درآمد نزدیک جاز به حساب آورد. این موسیقی، رگتایم نام داشت که در دهه‌ی 1890 میلادی در میان جوامع آمریکایی آفریقایی‌تبار شکل گرفت و تا حدود سال 1920 محبوبیت داشت.

برخلاف جاز، تمام قطعات رگتایم نوشته می‌شدند و بداهه‌نوازی در آن‌ها وجود نداشت.

موسیقی رگتایم معمولا دارای ریتمی تند و متقاطع (سنکوپ) است. این سبک از مارش‌ها الهام گرفته شده بود، با این تفاوت که ریتم‌های چندگانه‌ای به آن اضافه شده بود که اعتقاد بر این است از موسیقی سنتی آفریقا نشات گرفته است. شناخته‌شده‌ترین هنرمند این سبک، اسکات جاپلین است که با انتشار قطعه «میپل لیف رگ» در سال 1899 به شهرت رسید و مجموعه‌ای از آثار پرفروش دیگر مانند «سرگرم‌کننده» را خلق کرد.

رگتایم معمولا برای پیانو ساخته می‌شد و از طریق رول‌های پیانو (برای اجرا در پیانوهای خودکار) به محبوبیت رسید. این سبک بر شکل‌گیری سبک بعدی پیانو جاز به نام «استراید» تاثیر گذاشت که توسط هنرمندانی مانند جیمز پی جانسون، فتس والر و ویلی «شیر» اسمیت در هارلم نیویورک در دهه‌های 1920 و 1930 اجرا می‌شد.

بلوز

در کنار رگتایم، یکی دیگر از تأثیرات اولیه و حیاتی موسیقی بر شکل‌گیری جاز به عنوان یک موسیقی مستقل، بلوز بود. بلوز مانند رگتایم، در اواخر قرن نوزدهم در میان جوامع آفریقایی-آمریکایی در ایالات جنوبی آمریکا تکامل یافت. این سبک دارای ارتباط مستقیمی با موسیقی سنتی آفریقا از طریق آهنگ‌هایی است که توسط گروه‌های بردگان در مزارع و سرودهایی که در کلیساها خوانده می‌شد، شکل گرفته است.

سبک اولیه بلوز با ملودی‌های غمگین و ریتم‌های آهسته، به طور معمول با آوازهای قوی و اشعار ساده اما قدرتمند مشخص می‌شود. ساختار ۱۲ میزانه بلوز، در طول تاریخ جاز تا به امروز، پایه‌ای آشنا برای بداهه‌نوازی‌های جاز ارائه کرده است.

۵. جاز چگونه سفر کرد؟

امروزه جاز به عنوان یک هنر بین‌المللی در سراسر جهان اجرا می‌شود. اگرچه جاز در ابتدا در جوامع آفریقایی-آمریکایی شکل گرفت، اما در محله فاحشه‌خانه‌های نیواورلئان به نام استوری‌ویل محبوب شد. در آنجا، فاحشه‌خانه‌ها، بارها و کلاب‌های رقص، فرصتی برای اجرای موسیقی و سرگرمی به نوازندگان جاز می‌دادند.

تعطیلی استوری‌ویل در سال ۱۹۱۷ (و افزایش تنش‌های نژادی در نیواورلئان) باعث مهاجرت گسترده نوازندگان جاز آفریقایی-آمریکایی شد. این همزمان با موفقیت شگفت‌انگیز گروه موسیقی جاز اورجینال دیکسی‌لند در ضبط آثارشان بود که باعث ایجاد علاقه و تقاضای ملی جدیدی برای جاز شد.

این تقاضای جدید و فرصت‌های شغلی در شمال پررونق‌تر به این معنی بود که نوازندگان و رهبران گروه‌هایی مانند سیدنی بچت در ۱۹۱۷ و جو الیور در ۱۹۱۹ نیواورلئان را برای اجرا در جای دیگری ترک کردند. بسیاری ابتدا به شیکاگو رفتند، جایی که کاباره‌ها و کلاب‌های رقص فراوانی وجود داشت. تا سال ۱۹۱۹، گروه اورجینال دیکسی‌لند جاز باند در لندن اجرا می‌کرد و بچت به فرانسه سفر کرده بود.

تا سال ۱۹۲۲، لویی آرمسترانگ به شیکاگو نقل مکان کرد و در سال ۱۹۲۵ با گروه‌های ضبط Hot Five و Hot Seven خود ضبط‌های تاریخی انجام داد. نقل مکان نوازندگان به سایر شهرها، از جمله مراکز مهمی در نیویورک و کانزاس‌سیتی، منجر به مرتبط شدن این مراکز با سبک‌های خاصی از جاز شد، زیرا ترکیب‌های مختلف هنرمندان و تأثیرات، پیشرفت‌های جدیدی را به ارمغان آورد.

لویی آرمسترانگ

۶. تأثیر جاز بر فرهنگ عامه

این نویسنده اف. اسکات فیتزجرالد بود که اصطلاح «عصر جاز» را در مجموعه داستان‌های کوتاه خود با عنوان «قصه‌های عصر جاز» که در سال ۱۹۲۲ منتشر شد، رواج داد. در دهه ۱۹۲۰، موسیقی جاز به جزء جدایی ناپذیر فرهنگ عامه آمریکا تبدیل شد و بر شعر، مد و فمینیسم تأثیر گذاشت. همچنین به طور خلاصه تأثیر جاز بر هنر را بررسی خواهیم کرد.

شعر جاز

ژانر شعر جاز از تغییرات در سبک و عرف شعر و دور شدن از قالب‌های رسمی پدید آمد. این تغییرات ادبی همزمان با افزایش محبوبیت جاز در اوایل قرن بیستم بود، زمانی که شاعران به موسیقی و فرهنگ جاز اشاره می کردند. شعر جاز به زودی به معنای شعری درآمد که از ریتم و سبک جاز تقلید می کرد.

در هارلم نیویورک، مهاجران آفریقایی-آمریکایی از جنوب به ایجاد محله ای در شهر کمک کردند که در دهه ۱۹۲۰ شکوفا شد. این کانون ذوب شدن خلاقانه و فکری شامل نویسندگان و نوازندگانی بود که به ایجاد جنبشی به نام «رنسانس هارلم» کمک کردند. اشعار رنسانس هارلم متنوع بود و برخی از آنها از ریتم‌های متقاطع و عبارات تکراری موسیقی بلوز و جاز استفاده می‌کرد.

تأثیر جاز بر شعر در دهه‌های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ با شاعران بیت آمریکایی مانند جک کرواک و آلن گینزبرگ ادامه یافت. هر دوی آنها طرفدار پذیرفتن جاز، به‌ویژه بی باپ، به‌عنوان الگویی برای ریتم و بیان بودند. کرواک همچنین در اشعار و نثر خود درباره جاز نوشت.

رقص و مد

محبوبیت موسیقی جاز تا حد زیادی به دلیل سرعت بالای آن و رقص‌های ناشی از آن، مانند چارلستون بود. لباس‌های دوران قبل از جاز برای این سبک جدید رقص نامناسب بود و بر این اساس مد شکل گرفت. این تغییرات نشان دهنده تمایل جوانان به آزادی بیشتر حرکت در لباس هایشان بود.

رقص و مد در موسیقی جاز

مد دهه ۱۹۲۰ شامل بالا بردن حاشیه لباس‌های زنانه و پایین آوردن خط کمر در لباس‌های گشاد سرهمی بود که توسط طراح ژان پاتو طراحی شده بود. موهای زنان برای تکمیل ظاهر «فلاپر» کوتاه شد، بر اساس مدل باب که توسط رقصنده محبوب سالن رقص ایرن کسل معرفی شد و توسط بازیگر و رقصنده آمریکایی لوئیز بروکس محبوب شد.

در دنیای پس از جنگ جهانی اول، یک فرهنگ جوان‌گرای آمریکایی و غربی در حال ظهور بخشی از رونق اقتصادی بود. این شامل یک فرهنگ مصرف‌گرایی جدید بود که عمدتاً به جوانان تعلق داشت و شامل موسیقی و رقص جاز و مد مرتبط با آن می‌شد.

لباس‌های به سبک کمر افتاده در سال ۱۹۲۱ معرفی شدند و با محبوبیت جاز به همراه چارلستون (که نیاز به آزادی تحرک در قسمت بالایی و پایین تنه داشت)، لباس‌ها برای آزادی حرکت در حین رقص برش داده شدند.

مد جاز به اصطلاح «مردانه» شامل بستن سینه و مدل‌های موی کوتاه‌تر برای زنان بود. این بار دیگر نیاز عملی به دور شدن از سبک‌های پرکار دوره‌های قبل به دلیل ماهیت پرانرژی رقص‌های محبوب را نشان می‌داد.

مد مردانه در دهه ۱۹۲۰ شامل پاچه‌های شلوار گشادتر و شلوارهای گشاد چهارخانه بود. به عنوان حرکتی جدید برای شبیه نشدن به پدرانشان، جوانان ژاکت‌های ساده‌تر می‌پوشیدند که اغلب از پارچه‌های روشن‌تر و سبک‌تر استفاده می‌کردند.

این سبک جوانانه در دهه ۱۹۳۰ و اوایل ۱۹۴۰ با کت و شلوار zoot که توسط خوانندگان جاز مانند کاب کالوی محبوب شد، بیشتر توسعه یافت. این کت و شلوار که به ویژه در جوامع آفریقایی-آمریکایی محبوب بود، دارای شلوار کمر بلند و فاق‌دار و کت بلند با یقه‌های پهن و شانه‌های پهن بود (به دلیل مقدار زیاد پارچه‌ای که مصرف می‌کردند، این کت و شلوارها در طول جنگ ممنوع شد).

مد «هیپستر» بیباپ دهه‌های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ شامل عینک آفتابی قاب‌دار معروف، کلاه بره و ریش بزی بود که توسط پیانیست تلونیوس مونک و دیگران معرفی شد و توسط ترومپت‌زن و رهبر ارکستر دیزی گیلسپی محبوب شد.

فمینیسم

موسیقی جاز و فرهنگ «عصر جاز» انگیزه و فرصتی را برای بسیاری از زنان فراهم کرد تا فراتر از نقش‌های سنتی جنسیتی بروند.

این طغیان شامل رد کنوانسیون‌های اجتماعی سخت‌گیرانه در جوامع آمریکایی و سایر جوامع غربی بود. ماهیت پیش‌برنده‌ی جاز در مقایسه با اشکال اولیه موسیقی رقص، با القای حس رهایی و بداهه بودن در موسیقی، رفتارهای جنسی آزادانه‌تری را تشویق می‌کرد.

در کلاب‌های غیرمجاز و جاز، به زنان آزادی بیشتری در زبان، لباس و رفتار داده می‌شد.

جاز همچنین در دهه ۱۹۲۰ مشاغل جدیدی را برای زنان فراهم کرد و آنها توانستند در هنرهای نمایشی محبوب، که تا آن زمان نادر بود، از جمله کلاب‌های جاز، کلاب‌های غیرمجاز و نمایش‌های صحنه‌ای کار کنند.

از پیشگامان زن موسیقی جاز در دهه ۱۹۲۰ می‌توان به پیانیست، رهبر گروه و آهنگساز لیل هاردین اشاره کرد که با لویی آرمسترانگ (که بعداً با او ازدواج کرد) در بسیاری از ضبط‌های برجسته Hot Five و Hot Seven همکاری داشت. افراد دیگری مانند بلانش کالوی، اولین زنی که رهبری یک ارکستر جاز تماماً مردانه را برعهده داشت، و خواننده اِتِل واترز نیز در این دوره مطرح شدند.

تأثیر بر هنر

جاز بر هنرهای تجسمی و هنرمندان آن‌ها تأثیر گذاشته است. بداهه‌نوازی و پویایی جاز اغلب آزادی‌هایی را که در جنبش‌های موازی هنر مدرن قرن بیستم کاوش می‌شد، منعکس می‌کرد. ما به برخی از این نمونه‌ها اشاره کرده‌ایم.

در اروپای پس از جنگ جهانی اول، اتو دیکس فرهنگ جاز برلین را در نقاشی‌های خود در دهه‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ منعکس کرد. همچنین از اروپا، پیت موندریان، هنرمند انتزاعی هلندی، عاشق موسیقی بلوز و سه‌نوازی پیانو بر پایه سبک بوگی-ووگی بود و پیرو سبک دوک الینگتون به شمار می‌رفت. نقاشی‌های او با نام‌های «Broadway Boogie-Woogie» و «Victory Boogie Woogie» نشان‌دهنده علاقه او به صداهای نیویورک در دهه ۱۹۴۰ است و تلاش می‌کند تا ریتم و انرژی رنگارنگ موسیقی و شهری را که الهام‌بخش آن بوده است، به تصویر بکشد.

استوارت دیویس آمریکایی تحت تاثیر جاز دهه‌های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ قرار گرفت و به گفته خودش، این سبک بر سبک پرجنب‌و جوش او در هنر پاپ تأثیر گذاشت. جکسون پولاک نیز گفت که تکنیک او در نقاشی کنشی، بداهه‌نوازی، آزادی و ریتم موسیقی جاز بیباپ را که دوست داشت، منعکس می‌کند.

رومار بیردن، هنرمند و آهنگساز نیمه‌انتزاعی، به خاطر نقاشی صحنه‌هایی از فرهنگ آفریقایی-آمریکایی و استفاده از کلاژ شناخته شده است. این شامل صحنه‌های جاز و موضوعات مرتبط با جاز و بلوز می‌شود. او همچنین آثار منحصر به فردی را برای جلد آلبوم‌هایی که توسط چارلی پارکر، دونالد برد و دیگران استفاده می‌شد، خلق کرد.

هنرمندان بعدی مانند ژان-میشل باسکیا از طیف وسیعی از موسیقی عامه‌پسند، از جاز گرفته تا راک و رپ الهام گرفته‌اند.

می‌توانید درباره نمایشگاه ۲۰۱۸ با عنوان «ریتم و واکنش: عصر جاز در بریتانیا» بخوانید که جزئیات اینکه چگونه جاز الهام‌بخش هنرمندان بریتانیایی مانند «کوبیست انگلیسی» ویلیام رابرتس، نقاش و مجسمه‌ساز فرانک دوبسون و نقاش هارلم دهه ۱۹۳۰، ادوارد بورا شد را شرح می‌دهد. این نمایشگاه توسط یکی از اعضای هیئت امنای ما، پروفسور کاترین تاکلی، برگزار شد و با حمایت آرشیو ملی جاز صورت گرفت.

۷. تاثیرگذارترین هنرمند جاز چه کسی است؟

در طول قرن بیستم و تا به امروز، جاز با ظهور هنرمندان جدید با سبک‌ها و رویکردهای جدید، دائماً در حال تغییر بوده است.

نام بردن از یک فرد به عنوان تاثیرگذارترین فرد، تنها حدس و گمان است و همیشه در محافل جاز مورد بحث قرار خواهد گرفت. ما فهرستی از ۱۰ نامزد را که فکر می‌کنیم بیشترین الهام‌بخش هنرمندان یا مخاطبان جاز بوده‌اند و تغییرات ماندگاری در جاز ایجاد کرده‌اند، ارائه داده‌ایم. مطمئن هستیم که دیگران نظرات متفاوتی خواهند داشت.

با بسیاری از این هنرمندان توسط نویسنده لس تامکینز مصاحبه شد و رونوشت مصاحبه‌ها و شرح حال‌های مختصری از آنها را می‌توان در وب‌سایت ما خواند.

لویی آرمسترانگ

لویی آرمسترانگ، نوازنده ترومپت، رهبر ارکستر و خواننده جاز، حتی ۴۰ سال پس از مرگش همچنان شناخته‌شده‌ترین هنرمند جاز است. آرمسترانگ که با نام‌های «ساچمو» و «پاپس» شناخته می‌شود، حرفه‌ای ۵۰ ساله داشت و در تمام دوران‌های مهم موسیقی جاز در قرن بیستم حضور داشت.

لویی آرمسترانگ

آرمسترانگ در آغاز قرن بیستم در نیواورلئان متولد شد و یکی از اولین تکنوازهای بداهه‌نواز جاز بود که ضبط شد و اجراهای انفرادی را به کانون توجه بسیاری از سبک‌های جاز تبدیل کرد. او همچنین به خاطر ترویج آواز بدون کلام و مبتنی بر هجا به نام «اسکَت» از ضبط سال ۱۹۲۶ خود با عنوان «Heebie Jeebies» شناخته می‌شود.

آرمسترانگ، یکی از مشهورترین نوازندگان اولیه جاز، به خاطر نت‌های بالای قوی، سبک سینگینگ (نواختن با ریتم) مبتنی بر بلوز و بداهه‌نوازی‌های سریع خود شناخته می‌شود. او بر اساس سبک نوازندگان اولیه ترومپت و کورنت مانند جو «کینگ» الیور و بانک جانسون پیشرفت کرد، اما همچنین از راحتی و چابکی کلارینت‌نوازان نیواورلئان مانند جانی دادز الهام گرفت. شیوه نواختن آرام او، حرکتی به دور از سبک استاکاتوی (ضربه‌ای) نوازندگان بادی اولیه بود.

بداهه‌نوازی‌های آرمسترانگ بر بسیاری از هنرمندان بعدی تأثیر گذاشت، اما شخصیت پرشور و دسترس‌پذیری او و همچنین مهارت‌های خارق‌العاده‌اش به محبوبیت جهانی جاز کمک کرد.

اورنت کلمن

اورنت کلمن یک نوازنده ساکسیفون، ترومپت، ویولون، آهنگساز و رهبر گروه جاز بود که زبان جاز را تغییر داد. او با برداشتن مرزهای سنتی هارمونی و ریتم در رویکردی جدید به نام «جاز آزاد»، امکان بداهه نوازی را گسترش داد.

کلمن در اواخر دهه ۱۹۵۰ از ریشه‌های خود در ریتم و بلوز و بیباپ به یک سبک بداهه‌نوازی و گروهی روی آورد که وابستگی به تونالیته، هارمونی و ریتم ثابت را کاهش داد و بر تأکید جاز اولیه بر بداهه‌نوازی جمعی تاکید مجدد کرد. در ابتدا، مسیرهای موسیقی جدید او محبوبیت نداشتند و اغلب با شک و گاهی تمسخر مواجه می شدند. اما او از حمایت برخی از نوازندگان برجسته جاز برخوردار شد و نوآوری‌هایش به تدریج بخشی از واژگان جاز شد.

کلمن، مانند مایلز دیویس، در استفاده از سازهای الکتریکی نیز پیشرو بود و از پیشگامان سبکی شد که بعدها به عنوان تلفیقی جاز شناخته شد.

جان کولترین

جان کولترین بر تعدادی از سبک‌ها تأثیر گذاشت. او یک ساکسیفونیست سخت‌کوش و با انگیزه بود که ۲۵ آلبوم را به‌عنوان رهبر ضبط کرد که بسیاری از آن‌ها اکنون به عنوان آثار کلاسیک جاز شناخته می‌شوند.

کولترین که در اوایل کار خود هنرمندی بیباپ و هارد باپ بود، از سال ۱۹۵۵ تا ۱۹۵۹ در گروه مایلز دیویس ساکسیفون تنور می‌نواخت که باعث افزایش شهرت او شد. در این مدت، او تکیه‌گاهی قوی برای نواختن ترومپت محدود دیویس بود.

جان کولترین

صدای اندیشه‌مند و جستجوگر متمایز او در سال ۱۹۵۷ از طریق دوره‌های تمرین شدید توسعه یافت، دوره‌ای که او یکی از مشهورترین آلبوم‌های خود به نام «Blue Train» را ضبط کرد.

همچنین در سال ۱۹۵۷ بود که کولترین با نوازنده پیانو تلونیوس مونک نواخت، که به او آزادی بیشتری برای توسعه و کاوش موسیقی با جهش‌های شگفت‌انگیزتر و شکستن‌های ریتمیک داد. این به او کمک کرد تا نواختن خود را از کاوش فراگیر او در فرم‌های سنتی مبتنی بر آکورد به سمت ساختارهای مودال بازتر سوق دهد.

کولترین این آگاهی جدید را در آلبوم پیشگام مایلز دیویس «Kind of Blue» در سال ۱۹۵۹ به ارمغان آورد. او شیوه مودال خود را در گروه‌های خودش در اوایل دهه ۱۹۶۰ بیشتر توسعه داد. در سال ۱۹۵۹، آلبوم تاثیرگذار «Giant Steps» را ضبط کرد، قطعه‌ اصلی آن اوج رویکرد مبتنی بر آکورد او را نشان می‌دهد. او بعداً ساکسیفون سوپرانو را به مجموعه سازهای خود اضافه کرد و با ضبط پرفروش‌ترین اثر تجاری خود «My Favorite Things» در سال بعد به موفقیت رسید.

او در سال ۱۹۶۵ آلبوم معنوی «A Love Supreme» را منتشر کرد که به یکی از شناخته‌شده‌ترین آلبوم‌های او تبدیل شد و برای آن دو نامزدی گرمی دریافت کرد. کولترین در سال ۱۹۶۷ در حالی که تنها ۴۰ سال داشت درگذشت، میراثی را از خود به جای گذاشت که با سبک قدرتمند و با نفوذ خود بر نسل‌های جدید هنرمندان جاز پس از بیباپ تأثیر گذاشت.

مایلز دیویس

مایلز دیویس یک مبتکر واقعی و یکی از تاثیرگذارترین هنرمندان در قلب چندین جنبش جاز بود. به طور خاص، او به توسعه سبک مودال نوازندگی جاز کمک کرد و پیشگام جاز فیوژن بود. دیویس از ترومپت خود برای تقلید صدای انسان استفاده می کرد. او در اوایل کارش ویبراتو را حذف کرد و به ساخت جازی نرم‌تر، کندتر و غنایی‌تر از سبک‌های قبلی پرداخت.

مایلز دیویس

در طول فعالیت حرفه‌ای او که از اواخر دهه ۱۹۴۰ تا زمان مرگش در ۱۹۹۱ ادامه داشت، سبک اولیه دیویس به جای رفتن به کلاس‌های مدرسه جولین در نیویورک که در آن ثبت‌نام کرده بود، با همنوازی با موسیقی‌دانانی مانند دیزی گیلسپی و چارلی پارکر شکل گرفت.

دیویس تکنیک نوازندگی ترومپت در حد نوازندگان هم دوره‌اش مانند گیلسپی را نداشت. اما او با کاوش در محدوده میانی ساز خود و آزمایش با سبکی کندتر، مستقیم، بی‌آلایش و ملودیک، محدودیت‌های خود را به نقطه قوت تبدیل کرد. این صدای جدیدی بود که زمینه‌ساز نوآوری‌های بیشتر در جاز شد.

از ضبط‌های تاثیرگذار او می‌توان به اثر «Birth of the Cool» گروه نُت او (که در سال ۱۹۵۷ در یک آلبوم جمع‌آوری شد) اشاره کرد که راه را برای سبک‌های کول ساحل غربی در دهه ۱۹۵۰ هموار کرد. او در اواخر دهه به گروه‌های کوچک‌تری روی آورد و آلبوم‌هایی مانند «Round About Midnight’ (1956) و Kind of Blue’ (1959) را ضبط کرد. باز هم، او با استفاده از بداهه‌نوازی مودال که توسط کل‌ترین نیز توسعه یافته بود، جاز را متحول کرد.

دیویس از زمان «Birth of the Cool» با گیل ایوانز، پیانیست، آهنگساز و تنظیم‌کننده همکاری کرد و در سال ۱۹۶۰ «Sketches of Spain» را با ایوانز ضبط کرد. این یک اثر برجسته از جاز آمیخته با موسیقی کلاسیک اروپایی و موسیقی ملل بود.

دیویس در دهه ۱۹۶۰ به سمت اشکال آزادتر جاز، از جمله استفاده از سازهای الکتریکی در فیوژن با موسیقی راک محبوب آن روز، حرکت کرد. آزمایش‌های او در این دوره شامل استفاده از پلی‌ریتم و پلی‌تونالیته بود که در نهایت منجر به آلبوم «Bitches Brew» در سال ۱۹۷۰ شد. پذیرش افکت‌های الکترونیکی در این آلبوم برای او طرفداران جدیدی به ارمغان آورد، اما برخی از طرفداران سنتی‌تر او را از خود دور کرد.

دوک الینگتون

دوک الینگتون آهنگسازی پرکار و ماهر در ساخت ملودی‌های پیچیده و عامه‌پسند، پیانیست و رهبر ارکستر با استعداد بود. او موسیقی که می‌نواخت را «موسیقی آمریکایی» می‌نامید، نه جاز.

الینگتون یک مبتکر همیشگی بود که ارکستر سویینگ را به عنوان ساز منتخب خود در نظر می‌گرفت. استانداردهای جاز بی‌شمار او شامل «Cotton Tail»، «Ko-Ko»، «Caravan»، «Take the A Train» (توسط بیلی استری هورن، همکار آهنگساز او ساخته شده) و مشهورترین قطعه، «It Don’t Mean a Thing if It Ain’t Got that Swing» می‌شود.

دوک الینگتون

الینگتون در ابتدا نوازنده پیانوی استراید بود، اما مهم‌ترین دستاورد او به عنوان رهبر ارکستر، آهنگساز و تنظیم‌کننده شناخته می‌شود. او یکی از بنیان‌گذاران جاز بیگ باند بود و ارکستر خود را به مدت بیش از ۵۰ سال به موفقیت جهانی رساند.

اهمیت الینگتون به عنوان رهبر ارکستر به انتخاب نوازندگانش باز می‌گشت. این نوازندگان اغلب هنرمندان انفرادی پرمایه بودند که عناصر منحصربه‌فرد خود را به صدای گروه او می‌آوردند. از جمله این نوازندگان می‌توان به بابِر مایلی، نوازنده ترومپت، که از سُردین پیستون‌دار استفاده می‌کرد و جو نانتون، نوازنده ترومبون، که غرش خاص خود را به «سبک جنگلی» اولیه الینگتون بخشید، اشاره کرد. او با افزودن نوازندگان بیشتر ساکسیفون، از جمله جانی هاجز استوارت که لحنی پُر و نرم به قطعات آرام ارکستر می‌بخشید، گروه خود را گسترش داد.

مهارت گروه او به الینگتون این امکان را می‌داد که در زمینه آهنگسازی جاز نوآوری کند و از نت‌نویسی‌های متعارف بخش‌های مختلف ارکستر فاصله بگیرد. او در عوض، از هارمونی‌های جدید برای آمیختن صداهای فردی استفاده می‌کرد و با ترکیب‌های نوآورانه سازها بر بخش‌های هماهنگ تأکید می‌کرد.

الینگتون همچنین با آهنگسازی جاز در قالب‌های موسیقی کلاسیک در مجموعه‌ای از سوئیت‌ها که اغلب به موضوعی خاص و بسیاری از آن‌ها با پیامی سیاسی مرتبط بودند، به تجربه‌های جدید دست زد. او از سال ۱۹۵۹ تا ۲۰۰۰ موفق به کسب ۱۴ جایزه گرمی شد (که سه تا از آن‌ها پس از مرگش بود).

الا فیتزجرالد

خواننده، الا فیتزجرالد، در سال ۱۹۳۴ در سن ۱۷ سالگی با خوانندگی به سبک سینگ در تئاتر آپولو در هارلم به شهرت رسید. او که ملقب به «بانوی اول جاز» بود، یک مبتکر نترس به شمار می‌رفت. «الا»، که اغلب به سادگی با همین نام شناخته می‌شد، یک پیشگام و یکی از اولین خوانندگان زن موفق جاز بود که در طول ۵۹ سال فعالیت حرفه‌ای خود بیش از ۷۰ آلبوم ضبط کرد.

الا فیتزجرالد

فیتزجرالد در زمان خود به عنوان خواننده‌ای منحصر به فرد بود، چرا که برخی از قطعات خودش را می‌ساخت. پیش از دوران اجرای او، زنان کمی به صورت حرفه‌ای آواز می‌خواندند، چه برسد به اینکه شغل ثابتی داشته باشند.

فیتزجرالد ابتدا با ارکستر چیک وب خواند و بعدها، زمانی که وب در جوانی درگذشت، در ۲۲ سالگی جای او را به عنوان رهبر گرفت. پس از جدایی از گروه، فیتزجرالد به طور فزاینده‌ای به جاز نوین بیباپ روی آورد و با گروه دیزی گیلسپی تور اجرا داشت.

در این دوره او سبک خوانندگی خود را تغییر داد و صداخوانی را وارد کارش کرد. توانایی او در تقلید صداهای سازها به محبوبیت بخشیدن به این شکل از خوانندگی بداهه کمک کرد و به امضای او تبدیل شد.

الا فیتزجرالد صدایی متمایز و گستره صوتی سه اکتاوی داشت. او بیان و تلفظی روان، جمله‌بندی بی‌نقص و لحنی گرم داشت. او در طول دوران طولانی ضبط خود، طیف وسیعی از آهنگ‌ها را از جاز و کالینسو تا بلوز و بوسانووا اجرا کرد و اغلب با دیگر بزرگان جاز مانند لویی آرمسترانگ و کونت بیسی همکاری می‌کرد.

فیتزجرالد با حمایت قوی مدیر برنامه‌اش، امپرساریو نورمن گرانتس، یک فعال حقوق مدنی نیز بود که کارهای زیادی برای هموار کردن مسیر برای سایر اجراکنندگان آفریقایی-آمریکایی و همچنین زنان انجام داد و اغلب اولین خواننده سیاه‌پوست در کلوب‌هایی بود که تنها برای سفیدپوستان بود.

فیتزجرالد به عنوان یک زن رنگین‌پوست موفق و باانگیزه که در دورانی اجرا می‌کرد که موفقیت هم برای زنان و هم برای سیاه‌پوستان دشوار بود، الهام‌بخش است. او به عنوان یک خواننده جاز، اولین زن رنگین‌پوستی بود که جایزه گرمی را دریافت کرد و در مجموع ۱۳ جایزه را از آن خود کرد.

دیزی گیلسپی

دیزی گیلسپی یک نوازنده ترومپت و خواننده جاز محبوب و همچنین رهبر ارکستر و آهنگساز مبتکر بود. او یکی از چهره‌های اصلی در توسعه سبک بیباپ به شمار می‌رفت و اغلب به دلیل اجراهای خلاقانه اولیه‌اش با چارلی پارکر، نوازنده ساکسیفون شناخته می‌شود.

دیزی گیلسپی

گیلسپی نوازنده‌ای ماهر ترومپت بود که بر اساس سبک هنرمندانی مانند روی الدن اجرا می‌کرد، اما با افزودن لایه‌هایی از پیچیدگی هارمونیک، صدای جدیدی خلق کرد که نقش ترومپت را در جاز گسترش داد. شخصیت پرشور و سبکبال او نقش بسزایی در محبوبیت بخشیدن به بیباپ داشت، سبکی که چالشی رادیکال برای وضعیت موجود موسیقی سِوینگ محبوب در دهه ۱۹۴۰ به شمار می‌رفت.

گیلسپی بر هنرمندانی همچون مایلز دیویس و درامر مکس روچ تأثیر گذاشت. او همچنین پیش از رهبری ارکستر بزرگ خود، گروه‌های کوچک‌تری را رهبری می‌کرد که شامل بزرگان آینده‌ای به مانند جان کولترین می‌شد.

او همچنین به عنوان یک مبتکر در زمینه تلفیق جاز فیوژن به دلیل مشارکتش در جنبش آفریقایی-کوبایی شناخته می‌شود، که تأثیر بسزایی بر جاز مدرن داشت و در دهه ۱۹۷۰ به کوبا سفر کرد. او همچنین به عنوان «سفیر جاز» تور وزارت امور خارجه آمریکا را به خاورمیانه انجام داد.

با وجود اینکه در بیشتر دوران حرفه‌ای خود به سبک بیباپ وفادار ماند، گیلسپی الهام‌بخش طیف وسیعی از هنرمندان بود. این الهام‌بخشی گاهی از طریق اشتیاق او به آموزش قطعاتی که نوشته بود به دیگران (برخلاف بسیاری از هنرمندان بیباپ آن زمان) صورت می‌گرفت.

تلونیوس مونک

تلونیوس مونک، پیانیست پر رمز و راز، سبکی منحصر به فرد داشت و یکی از نوآوران بزرگ جاز به شمار می‌رود. او کسی بود که جاز را فراتر از سبک بیباپ که خود در خلق آن نقش داشت، پیش برد. او لقب «کاهن اعظم بیباپ» را به خود گرفت.

شاید برای درک جایگاه واقعی مونک نیاز به ارزیابی گذشته نگرانه کارهای او بوده است. هرچند تأثیرات اولیه او پیانیست‌های استراید بودند که در هارلم نیویورک با آن‌ها معاشرت داشت، اما مونک نزد مری لو ویلیامز، پیانیست و آهنگساز بزرگ بیباپ، آموزش دید.

سبک خاص مونک در جلسات بداهه‌نوازی شبانه در کلاب‌هایی مانند مینتونز پلی‌هاوس که مترادف با انقلاب بیباپ است، شکل گرفت. او آکوردهای ریتمیک زاویه‌دار، کوبنده و ملودی‌های جسورانه می‌نواخت و به خاطر استفاده‌اش از آکورد هفتمینِ کاسته که امضای اوست، مشهور است.

مونک تکنیک انگشت‌تختِ ضربه زدنِ منحصربه‌فردی داشت. او برای ایجاد صدای استاکاتوی مشخص خود، به صورت کوبشی به صفحه کلید ضربه می زد و کلیدها را با روشی دقیق و سنجیده می‌فشرد و رها می‌کرد. این تکنیک شبیه به تکنیک پیانیست های بلوز قدیمی‌تر بود که اغلب برای ایجاد «نت بلو» که بین نت‌های مجاور قرار داشت، نت‌های مجاور را با هم «له می‌کردند».

موفقیت برای مونک به آهستگی حاصل شد، دلیلی که کم اهمیت نبود، ماهیت چالش‌برانگیز نوازندگی او بود. او آهنگساز فوق‌العاده‌ای بود. موسیقی او «کول» است، که او را (مانند مایلز دیویس) به سکویی برای ورود بسیاری از تازه‌واردان به دنیای جاز تبدیل کرده است.

شاید تعجب‌آور باشد، اما مونک یکی از محبوب‌ترین هنرمندان جاز است و تنها پس از دوک الینگتون، دومین آهنگساز پر‌ضبط جاز به شمار می‌رود.

چارلی پارکر

چارلی «پرنده» پارکر در طول عمر کوتاه خود به خاطر مهارت فوق‌العاده، نوازندگی پرشور و سریع ساکسیفون در سبک بیباپ که پیشگام آن بود، افسانه‌ای شد. او همچنین آهنگساز استثنایی بود و بسیاری از قطعات او به استانداردهای جاز مدرن تبدیل شدند.

چارلی پارکر

پارکر که تا حد زیادی خود آموخته بود، در جوانی نظم و انضباط داشت و در حالی که هنوز در مدرسه بود با تمرین «۱۱ تا ۱۵ ساعت در روز» کل محدوده ساز خود را یاد گرفت. پارکر در شهر زادگاهش، کانزاس سیتی، به سرعت از استادش «باستر اسمیت» فراتر رفت و در اوایل دهه ۱۹۴۰ به نیویورک سیتی نقل مکان کرد.

پارکر در همکاری با گیتاریست «تینی گرایمز» و همکاری با «دیزی گیلسپی» در جلسات بداهه‌نوازی مختلف، صدای خود را به عنوان رهبر انقلاب بیباپ پیدا کرد. گیلسپی گفت که سهم اصلی پارکر در توسعه بیباپ عبارت پردازی او بود که توسط بسیاری کپی برداری شد.

پارکر به همراه لویی آرمسترانگ، نامی شناخته شده حتی در خارج از علاقه‌مندان به جاز است. او به هارمونی‌های اروپایی و آثار آهنگسازانی مانند استراوینسکی علاقه داشت و برای گسترش محبوبیت خود با یک گروه زهی ضبط کرد.

پارکر یک خلاق مدرن بود که به احتمال زیاد در دنیای موسیقی امروز، با ریتم‌های هیپ‌هاپ احساس راحتی می‌کرد. او در طول عمر خود به یک نماد جاز تبدیل شد و صدای بیباپ را تعریف کرد.

میراث او هنرمندان بی‌شماری است که تحت تأثیر تجربه‌گرایی، ابتکار ملودیک، بی‌باکی و عمق احساس او قرار گرفتند، ویژگی‌هایی که از آن زمان تعداد کمی توانسته‌اند با آن‌ها برابری کنند.

لستر یانگ

لستر یانگ، که به عنوان «رئیس جمهور جاز» یا به سادگی «پرز» شناخته می‌شود، یک «موسیقی‌دانِ موسیقی‌دانان» بود. یانگ در دهه ۱۹۳۰ نوازندگی ساکسیفون تنور را متحول کرد، که بر طیف وسیعی از هنرمندان از جمله چارلی پارکر و مایلز دیویس تأثیر گذاشت.

سبک مدرن یانگ در تضاد با نوازندگی پرقدرت ساکسیفون در اوایل دوران بیگ باند بود. نوازندگی او شیرین، اغلب در محدوده‌های بالاتر استفاده می‌شد و سبکی تغزلی، حساس و اغلب آرام، گاهی اوقات سریع، اما همیشه روان و تمیز را نشان می‌داد.

لستر یانگ

او همچنین به خاطر نحوه خاص نگه‌داشتن سازی‌اش در آن زمان شناخته می‌شد. به جای اینکه ساکسیفون را به صورت عمودی نگه دارد، زاویه ۴۵ درجه را انتخاب می‌کرد.

یانگ در بسیاری از گروه‌های بیگ باند بزرگ از جمله گروه‌های کانت بیسی و فلچر هندرسون نواخت، اگرچه بعداً اظهار داشت که همیشه بازی در گروه‌های کوچک‌تر را ترجیح می‌داده است.

او به خاطر لقب‌هایش برای دیگر هنرمندان جاز و زبان ابداع کننده‌اش مشهور بود و گفته می‌شود که کلمه رایج امروزی «کول» را رواج داده است. یانگ همچنین به دلیل تأثیرش بر مایلز دیویس، جری مولیگان، استن گتز و دیگران، پدر «کول جاز» محسوب می‌شود.

تکنوازی های ساده و تغزلی یانگ الهام‌بخش همه، نه فقط نوازندگان ساکسیفون هم‌دوره‌اش بود. نام یانگ بارها در هنگام خواندن نقل قول‌های هنرمندان جاز و شنیدن در مورد کسانی که بر آنها تاثیر گذاشته‌اند، تکرار می‌شود. «پرز» غیرمتعارف که مورد ستایش شاعر بیت، جک کرواک بود، برای همیشه باحال باقی خواهد ماند.

۸. رقص جاز چیست؟

رقص جاز شامل هر دو سبک نمایشی و عامیانه است که بر اساس رقص‌های آفریقایی-آمریکایی شکل گرفته که در کنار جاز تکامل یافته‌اند. سبک‌های عامیانه محبوب رقص جاز شامل «رقص‌های حیوانات» رگتایم، چارلستون و سویینگ می‌شود.

ریشه‌های آن را می‌توان به مراسم سنتی آفریقا و رقص‌های جشن که بر پلی ریتم‌ها و بداهه‌نوازی تأکید داشتند، ردیابی کرد. این ویژگی‌ها بعداً بر موسیقی جاز تأثیر گذاشت.

ویژگی‌های اصلی رقص جاز، که در رقص‌های سنتی آفریقا نیز دیده می‌شود، عبارتند از: استفاده از زانوهای خمیده؛ پایین نگه‌داشتن بدن نزدیک به زمین؛ انتقال وزنه به صورت ریتمیک از یک پا به پای دیگر؛ جداسازی اعضای بدن در حرکت؛ حرکات پیچیده و سنکوپ شده از نظر ریتم؛ و فردگرایی در عین حال حفظ سبک گروهی.

رقص رگتایم، رقص‌های حیوانات و وان-استپ

اگرچه هیچ سبک رقص واحدی به رگتایم اختصاص ندارد، اما مجموعه‌ای از رقص‌ها از آن تکامل یافته است.

ریتم‌های تند و نشاط‌آور رگتایم، منجر به ظهور مجموعه‌ای جدید و پرمعنا از رقص‌های سالنی شد. این رقص‌ها در میان طبقات پایین آمریکا محبوب بودند و رقص‌های حیوانات از اولین موردعلاقه‌ها بودند که نام‌هایی مانند «رقص بوقلمون» و «خرس گریزلی» داشتند. در این رقص‌ها، حرکات و ویژگی‌های حیوانات با شادی تقلید می‌شد.

ورنون و ایرن کسل، زوج مشهور طبقه متوسط آمریکا، رقص‌های متعددی را به مردم معرفی کردند. آن‌ها در سراسر کشور سفر می‌کردند تا به مردم سبک‌های جدید رقص را آموزش دهند و بسیاری از «رقص‌های حیوانات» قبلی را اصلاح کردند (تا برای سالن‌های رقص قابل‌قبول‌تر شوند).

کسل ها رقص‌های متعددی را برای آن دوره معرفی کردند، از جمله وان-استپ (یک قدم) و نوعی از آن به نام «کسل واک» (راه رفتن کسل) – این رقص به یک قدم برای هر ضربه نیاز داشت و زمانی که با موسیقی با سرعت بالا اجرا می‌شد، هیجان‌انگیز بود. سایر رقص‌ها شامل فاکستروت و تانگوی رگتایم، ماکسیکس و والس بودند.

رقص چارلستون

چارلستون و بلک باتم

رقص چارلستون به نام شهر چارلستون در کارولینای جنوبی نامگذاری شده است. این رقص با آهنگ «چارلستون» اثر جیمز پی جانسون از نمایش برادوی «Running Wild» محبوب شد. این اولین رقص اجتماعی موفق بود که از طریق یک نمایش صحنه‌ای معرفی شد.

این رقص به همراه رقص‌های مشابه مانند بلک باتم از ریتم‌های هات جاز دهه ۱۹۲۰ استفاده می‌کرد و شامل لگد زدن‌های پرانرژی و چرخاندن پاها می‌شد.

لیندی هاپ و فراتر از آن

اگرچه «سویینگ» یک سبک منحصر به فرد از رقص نیست، گروهی از رقص‌ها در کنار سبک سویینگ جاز در دهه های ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ تکامل یافتند. این شامل لیندی هاپ می‌شود که در دهه ۱۹۳۰ در سالن Savoy در هارلم، نیویورک، شکل گرفت.

لیندی هاپ یک رقص پرانرژی است که با بداهه‌نوازی در اطراف یک شمارش ۸ ضربی مشخص می‌شود. این رقص با رقص Collegiate Shag (یا به سادگی شگ) که در دهه ۱۹۲۰ محبوب بود، پیشگام شد.

انواع سبک‌شناختی لیندی هاپ در دهه ۱۹۴۰ توسعه یافت و با سواحل غربی و شرقی ایالات متحده مرتبط است. این رقص‌ها با موسیقی‌های گسترده‌ای غیر از جاز اجرا می‌شوند.

لیندی هاپ در دهه ۱۹۵۰ به رقص شریک دو نفره آکروباتیک دوران راک اند رول تبدیل شد.

رقص تپ

رقص ضربی شاید یکی از قدیمی‌ترین رقص‌های عامیانه در آمریکا باشد. این رقص در ابتدا در دهه ۱۷۰۰ در ایالت‌های جنوبی آمریکا به عنوان ترکیبی از رقص‌های مرحله‌ای با قدم‌های موزیکال بریتانیایی، ایرلندی و آفریقای غربی ظهور کرد. این رقص‌ها که به جینگ و جوبا آمریکایی تبدیل شدند، سپس در قرن ۱۹ با هم ادغام شدند و شکلی به نام «جیگینگ» پیدا کردند که توسط رقصندگان نمایش‌های سیاه‌پوستان (مینسترل) پذیرفته شد و در وُدویل (نوعی تئاتر سبک) به شهرت رسید.

انواع اولیه تپ از کفش‌های با کف سخت، کفش‌های چوبی یا چکمه‌های میخ‌دار استفاده می‌کردند. صفحات فلزی در قرن بیستم به کفش‌ها اضافه شد. سپس رقص تپ جاز به عنوان یک بیان موسیقی در کنار جاز توسعه یافت. اشتراکات آنها در ریتم‌های مشترک، پلی ریتم‌ها، عناصر سینکپ جاز و بداهه‌نوازی بود.

تپ ریتم (جاز) بخشی از سنت جاز در نظر گرفته می‌شود. چهره‌های برجسته این سبک شامل بیل «بوجانگلز» رابسون که از اواخر قرن ۱۹ شروع به اجرا کرد و برادران نیکولاس که کار خود را در دهه ۱۹۳۰ آغاز کردند، می‌شوند.

سوالات متداول

نقش بداهه‌نوازی در موسیقی جاز چیست؟

بداهه‌نوازی یکی از مهم‌ترین عناصر موسیقی جاز است. نوازندگان جاز به طور معمول در حین اجرا به طور خودجوش آهنگ‌ها را می‌سازند و اجرا می‌کنند. این به آنها اجازه می‌دهد تا خلاقیت خود را بیان کنند و به موسیقی یک حس طراوت و هیجان بدهند.

برخی از مشهورترین نوازندگان جاز چه کسانی هستند؟

لویی آرمسترانگ – مایلز دیوی – جان کولتري – چارلی پارکر – بیلی هالیدی

تأثیر جاز بر سایر سبک‌های موسیقی چه بوده است؟

جاز تأثیر عمیقی بر بسیاری از سبک‌های دیگر موسیقی، از جمله راک، پاپ، آر اند بی و موسیقی کلاسیک گذاشته است. نوازندگان بسیاری از ژانرهای مختلف از تکنیک‌ها و ایده‌های جاز در موسیقی خود استفاده کرده‌اند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *